دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۳

سلام . مدت ها بود

سلام . مدت ها بود که وسوسه نوشتن در اين دفترچه اينترنتی به جانم افتاده بود.امروز  صبح با برفی که می بارید ديگر نتوانستم جلويش را بگيرم.بيرون جهيد .الان هم صاف و ساده نشسته است روبرويم و برگ های سفيدش را به رخم می کشد.
هنوز ايده مشخصی ندارم برای نوشتن جز همان خود نوشتن.....پس پراکنده گويی هايم را بر من ببخشاييد .

مریم مومنی | ۲:۰۱ بعدازظهر



سلام. تولدت مبارک به من هم سر بزن


منتظرم که بنويسی... شايد که دلم کمتر بهانه ات را بگيرد


سلام مريم جان،مبارکه،اميدوارم که نوشته های زيادی ازت بخونم ، راستش خيلی وقته که منم وسوسه ميشم هچين کاری کنم ، شايد بالاخره برای داستانهای کوتاهم وب سايت درست کردم ، دلم برات تنگ شده


سلام
شما و آقا حامد خوبين
امشب وب لاگها تونو ديدم انقدر دلم گرفت که الان ساعت ۳:۳۰ صبح نتونستم هنوز بخوابم ياد ان دوران بخير.


چرا سر نمی‌زنی؟















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2