دوشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۳

يادم می آيد يکی از

يادم می آيد يکی از بازی های من در دوران کودکی طالع بينی هاو خواندن اقبالم از روی حوادثی درواقع بی ربط به همديگر و گرفتن آنها به فال نيک يا بد بود.يک جور خرافه سازی لحظه ای.خرافه و يا باور نامربوطی که پايداريش يک آن بيش نبود و زمانی بعد، داستانی جديد و ماجرايی تازه و خرافه ای نو جايگزين قبلی می شد.خيلی وقت ها، مخصوصا موقع راه رفتن های طولانی اين بازی جذاب می توانست راه خسته کننده را برايم کوتاه کند.مثلا با شمردن موزاييک ها ،يا درخت ها و يا هر شئ ديگری که در مسيرم به تناوب تکرار می شدو ختم شدنشان در نهايت به عدد فرد يا زوج.و بسته به حال و روزم عدد فرد طالع نيک می شد يا بد.جذابی ماجرا به اين بود که طالعم را خودم می بستم و می توانستم گاه با برعکس کردن قرارداد،ورق رابرگردانم .همه چيز در لحظه اتفاق می افتاد و سرنوشت همه چيز در لحظه رقم می خورد.در عين باور به بخت ،اراده هم دخيل بود در ماجرا.و پيروزی ،گاه با بخت و اقبال بود و گاه با اراده خودم.رشته هايی از اين بازی رويايی را با خود از دنيای کودکی بيرون کشيدم و گاه شادی بخش لحظه های اکنونم می شوند.مثلا يکی شان ماشين قرمز های پارک شده محوطه جلوی خانه‌مان است که ازقاب پنجره‌مان ديده می شوند .توی اين دو هفته قبل دقت کرده ام که بعضی روزها تعدادشان قابل توجه است.من اين را به فال نيک گرفتم وقرارم بر اين شد: ماشين قرمزها برايم شانس می‌آورند. حالا ماجرای امروز به گمانم شده است اثباتی بر اين خرافه ابداعی.خراب شدن دستگاه حرارت مرکزی خانه مان و از کار افتادن تلويزيون و قلابی درآمدن DVDهايی که با تخفيف قابل ملاحظه ای خريده بودمشان و برگشت خوردن يکی از ترجمه هايم را که بعد از يک هفته انتظار امروز نامه اش به دستم رسيد را به نظر شما نمی توانم به تعداد کم ماشين قرمز های امروز ربط بدهم ؟







 

اشتباه نشود.اين عکس مربوط به روزی است که شانس به رويم لبخند می زد.

 

مریم مومنی | ۰:۱۹ صبح



جواب سوال بنظرم بستگی داره به اينکه اول صبح متوجه تعداد کم ماشينها شده بودی يا نه.اما منم از اين جور بازيها می‌کردم و می‌کنم و اگر اونجا بودم و ماشينم قرمز بود حتی‌المقدور ماشينم را جلوی خانه شما پارک می‌کردم:)


جهت اطلاع صاحب خانه بايد عرض شود كه رنگ قرمز جزو رنگ هاي محبوب اتريشي هاست. به خصوص براي خودرو. با دقت بيشتر اگر نگاه كني تعداد اتومبيل هاي سرخ رنگ قابل توجه است. علت اصلي آن هم اين است كه اتريشي ها نسبت به رنگهاي سرخ و سفيد تعصب ملي ميهني دارند.
فقط به قول لرها خدامابين شال سرخ يا پيراهن سرخ مرا پاي گذرنامه اتريشي ام نگذاري ها!
ارادت.


یه کناب پرفروش هست که الان اسم دقیقش یادم نیست هنوز ترجمه نشده. رویاهای سگ... یا یه هم چی چیزی.
ماجرای یه پسر بچه اس. بخونش . خوشت می یاد. بعدا اسم دقیقش رو بت می گم. اونم ماشین قرمز براش....















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2