|
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۳
اين را قرار بود ديروزاين را قرار بود ديروز بنويسم که نشد،حالا امروز بخوانيد: شصت و پنج سال پيش يعنی در ۲۴ ژانويه ۱۹۴۰ فيلم «خوشههای خشم»به کارگردانی جانفورد روی پرده سينما رفت. فيلمی که قحطی و گرسنگی سالهای دهه ۱۹۳۰ را که به دوران Depression يا رکود مشهور است نشان می دهد و زندگی خانوادههای کشاورز آمريکايی آن زمان را به تصوير میکشد. فيلمنامه اين فيلم از روی رمانی به همين نام از جان اشتاينبک اقتباس شد که در ۱۹۳۹ منتشر شد.داستان از اين قرار است که خانواده جاد به خاطر قرض های سنگينشان و فرسايش زمين مجبور میشوند دهکده شان در اوکلاهامارا ترک کنند .پدر و مادر با شش بچه قد و نيمقد و دامادخانواده و عمو(يا دايی) سوار اتومبيل قديمی و درب و داغانشان شده و در جستجوی نيکبختی راهی کاليفرنيا می شوند.در کاليفرنيا به ناچار با شغل های مختلف سرمیکنند .فقر و نداری و خشم دست به دست هم داده تا جاييکه يکی از پسران خانواده به اسم تام( که نقشش را هنری فوندا بازی می کند) دست به آدمکشی می زند. داستان فيلم و رمان ،بحران ملودرامی از رويای آن موقع آمريکا يعنی پيش به سوی غرب را به تصوير میکشد.رويای واهی کسانی که به جای تلاشی دوباره برای بهتر کردن وضع زندگیشان،گروه گروه مهاجرت کردند.
مریم مومنی | ۱۱:۲۸ بعدازظهر سلام مريم جان...من هر مطلبی را بنویسی میخوانم چرا که مطالبت همگی ارزش خواندن داره سلام دوست تازه ![]() |
|
سلام مريم...چرا اينطوری مينويسی؟...برگرد و بخوان چند سطر پايين تر را ـراجع به آن بچه که رئيس جمهور بود...بزرگ نشو مريم!