|
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۳
اين کبوتر ها همسايه دائمیاين کبوتر ها همسايه دائمی مان شده اند.تهران که بوديم پشت پنجره اتاق خواب لانه ساخته بودند.تا جايی که يادم است در سه دوره و هر بار سه جفت مختلف به اين لانه آمدند.بعد از اينکه کبوتر ماده روی تخم ها می نشست، آن يکی که نر بود ديگر نمی آمد.کبوتر مادر میماند و تخم هايش.از ترس اينکه به لانه شان آسيبی برسد و يا مادرشان از ترس قالب تهی نکند پنجره را ديگر باز نمی کردم.شيشه پنجره هم از اين شيشه های مات گلدار بود.از اتاق می توانستم سايهاش را ببينم و صدايش را بشنوم.بعد که جوجه ها تخمهايشان را می شکستند.صدای جوجه ها هم میآمد.کمی که بزرگ می شدند مادره هم دنبال زندگی خودش می رفت.جوجه ها هم کمی بعدتر.و لانه خالی می شد.آن وقت می توانستم تا آمدن زوج بعدی لای پنجره را کمی باز کنم و نگاهی به لانه خالی بيندازم که پربود از پرهای کوچک خاکستری و فضله های خشک.جارو برقی می آوردم و تا جايی که به آشيانه صدمه نخورد اطرافش را کمی تميز می کردم و پنجره را می بستم تا يک روز که دوباره با صدای آشنای همسايه های جديد بيدار می شدم.يک بار هم يکی شان تخم هايش را رها کرد و ديگر بر نگشت.تا مدتی تخم ها بودند .دوتا تخم کوچک بيضی شکل.بعد نمی دانم خود کبوتر مادر برشان داشت يا کلاغ های باغ پشتی خدمتشان رسيدند. اين جا هم که آمده ايم از هفته پيش صبح ها يک جفت کبوتر می آيند پشت پنجره راهرو. کمی قربان صدقه هم میروند و بعد پرمیکشند.به گمانم دارند سبک سنگين می کنند ببينند محل لانه آيندهشان اين جا باشد يا نه.مذاکرهشان که هنوز نتيجه نداده.اگر جدی تر شد قضيه، خبرتان میکنم.
پيوست: راستی کسی میداند فرق کبوتر و کفتر و کفترچاهی و ياکريم چيه؟من به همه شان می گويم کبوتر .اگر کسی دقيق می داند بگويد تا ياد بگيرم.
مریم مومنی | ۰:۱۵ بعدازظهر سلام.از توضيحتون ممنونم:) ![]() |
|
سلام. كبوتر و كفتر كه دو تلفظ يك واژه اند. همانها كه اغلب سفيد اند و سينهی زيبايی دارند و بعضیها از پرواز دادنشان و تماشا كردنشان خوششان میآيد. كبوتر چاهی يا كفتر چاهی فيلی رنگ است و دور گردنش طوقی سبز و سياه دارد. در واقع نوعی كبوتر است. اما آن ديگری كه كوچكتر است و رنگی ميان قهوهای و خاكستری دارد، سه اسم دارد. قمری، ياكريم، و موسیكوتقی. كبوتر صدايی دارد كه اسمش بقبقو است اما در عمل بيشتر شبيه هُرهُر است. ياكريم صدايی شبيه اين دارد "هوهو-هوهوهو" كه میشود همان موسیكوتقی هم شنيدش. من كبوتر بیصاحب در تهران نديدهام اما كبوتر چاهی و قمری بیصاحب چرا.