|
جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۳
توی صف ايستاده ايم.جوان چهارتوی صف ايستاده ايم.جوان چهار شانه مصری هی می رود و می آيد.جايش توی صف درست پشت سر ماست.گفته جايش را برايش نگه داريم.نيم ساعت می گذرد.حالا آمده کنارمان ايستاده.با سوال کوچکی بحث را آغاز می کند و يکهو به خودمان می آييم و می بينيم که نيم ساعت است داريم باهاش بحث می کنيم.بر اين عقيده است که بهترين دين ، دين اسلام است و بهترين مسلمان ها هم در مصر هستند.بقيه دين ها هم مخصوصا مسيحيت يک مشت چرنديات بيشتر نيستند .استدلالش هم اين است که مسيحيان کارهای بد می کنند و مسلمانان نه.نيم ساعت ديگر می گذرد و من و دوستم هنوز نتوانسته ايم قانعش کنيم.يعنی قانع بشو نيست طرف.می خواهد با منطق زور به ما بفهماند که شب سفيد است.خسته می شويم.اين پا و آن پا می کنيم.به ساعت هايمان نگاه می کنيم.به ته صف و سر صف نگاه می کنيم.يک ساعت ديگر هم می گذرد.می پرسد چند بار قرآن خوانده ايم.جواب می دهيم که نشمرده ايم.می گويد که در عرض دو ماه شش بار قرآن را دوره کرده است.حالا بحث را عوض می کند.می خواهد ثابت کند که از من و دوستم مسلمان تر است.ادعايی نداريم.نوبتمان هم شده است و بايد برويم توی اتاق.جوان چهارشانه مصری اما اين بار برتری جسمانی خودش را هم ثابت می کند و تا بجنبيم روی صندلی مخصوص مراجعه کننده ها نشسته است و دارد مدارکش را نشان می دهد. هاج و واج می مانيم.راستش بعد از دو سه ساعت ايستادن در صف و بحث کردن بالاخره فهميديم که نتيجه بحث چی شد و ... چيزی نمی گوييم تا زودتر برود و شرش کم شود. مریم مومنی | ۱۱:۵۲ صبح از عرب چه انتظلری داری؟مثلا مبلغ اسلام بوده!موفق باشی. سلام.البته همه عرب ها این طوری نیستند.اما مثل این که خشونت در آن ها تا حدب نهادینه شده است. با سلام وبلاگ شما را با زهره ديدم . تقصير زهره بود كه با چراغ روشن وارد شده بود . وآن زمان در خانه حضور نداشت ودر حال خوردن سر فروشنده هاي ميدان پونك بود به اتفاق هما . سلام آقا حامد عزيز را برسانيد .انشاء ال... هميشه موفق باشيد راستي آدرس وبلاگم را نيز نوشته ام نميدانم چرا ولی تقريبا تمام مذاهب به اين حالت دچار مشوند... يک جور خشک مغزی و اينکه خودشون رو بر حق و همه ديگران رو ناحق ميدونند... واقعا نميدونم اين درست هست يانه چون گاهی فکر ميکنم تقصير آدمها نيست و واقعا خود مذهب اينطور دستور داده... هر چند اين موضوع رو خود قرآن هم گوشزد کرده ... ولی راه حلی براش نديدم... اینم لینک به اون آیه قرآن اگر علاقمند بودید: سلام آقا ی مسافر.حرف روحانی فيلم مارمولک که ميگفت به تعداد آدم های روی زمين راه برای رسيدن به خدا وجود داره رو يادتونه؟ راستش من به این حرف واقعا باور و اعتقاد دارم.حتی پيروان يک دين هم به هزار و يک روش راه های متفاوتی رو در قالب همون دين مشخص طی می کنند.يه آيه هم داريم توی قرآن به اين مضمون که دين نزد خدا همون اسلامه.من باور دارم که اسلام تو اين آيه يعنی تسليم بودن و بندگی کردن.نه شريعت اسلام.به هر حال اين بحث از حوصله وبلاگ خارجه ولی حاضرم رودررو ادامه بدم بحث رو.موفق باشين. ![]() |
|
درود... ولی انصافا ما نفهمیدیم... خوشحال میشم ببینمت