|
سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۳
سهم من از آفتابی که بهسهم من از آفتابی که به دروغ و يا راست امروز بعد از ظهر نويد بهاران داده و برف بام ها را آب کرده است ،بلعيدن لعاب بهدانه هايی است که از ديشب تا حالا خوب خيس خورده اند و نه تلخاند و نه شيرين و هيچ مزه ای هم ندارند اما نمی دانم چرا حس می کنم که اينها حلزون های له شده در فنجاناند. کاش می توانستم کمی بيرون بروم و قدمی بزنم. مریم مومنی | ۵:۴۰ بعدازظهر ما در خود محبوسيم اينکه گفته ميشه آب و هوای اطريش و آلمان انتکلتوئل پرور است ، چقدر صحت داره؟ درسته آيا؟ بيا و خوبي كن! همسايه جان خوراك حلزون گران و كم ياب است. مفت و مجاني داري حلزون مي خوري. هما ميگه تو شمال حلزونو خام خام برا درمان اسم مي خورن .به درگاه خدا شاكر باشين كه اسم ندارين وتوشمال نيستين !!!! ايييييييی.... اينا چيه ميخوری؟!!! اينجا انقد خانوم خانباجي نبودی خواهر جان ! به جاش ۸ تا استامينوفن بخور بخواب ، پا که شدی خوب ميشی! البته اين روش منه ها ! به تو شايد همين حازونا بيشتر بسازه ;) ![]() |
|
سلام
شلغم ها را گذاشته ام بپزند. مرسی از تجويز. اميدوارم حالت زود تر خوب بشود. فکر کنم اگر چشمهايت را ببندی خوردن حلزون های له شده! خيلی هم سخت نباشد.