|
پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳
گاهی اوقات يک چيزی خيلیگاهی اوقات يک چيزی خيلی مزه می دهد.يک لذت ناب.اسمش را می گذارم ناب چون از جنس بقيه لذت ها نيست.لذت ايستادن در قله برای من يک لذت ناب است.لذتی که به راحتی بدست نمی آيد و شرط به دست آمدنش زير پا گذاشتن هزاران لذت کوچک ديگر است: لذت رها کردن اين کار سخت، لذت آسودگی در بين راه و تن دادن به اين آسودگی و فراموش کردن قله...بارها پيش آمده برايم که موقع بالا رفتن از کوه لحظه هايی بوده که حاضر بودم ديگر بالاتر نروم.و آن نيرويی که به هر دليلی جلويم را گرفته و بالا کشانده ، شايد از جنس قدم کوچک بعدی بوده.و بعد يک قدم ديگر و بعد قدم بعدی و يک وقتی به خودم آمده ام و ديده ام بر قله ايستاده ام و آزاد و رها غرق لذت ناب شده ام.آسمان آبی بالای سرم و آرامش کوهستان. امروز بعد از مدت ها هنگام شنيدن آهنگی که آوای مقدسی برايم دارد، حس کردم روی قله ايستاده ام .زير پا گذاشتن وسوسه گاز زدن به سيب سرخ ازلی ،آن هم در موقعيتی که بارها و بارها از جلوی چشمم گذشته بود ، حس فتح قله و ديدن آسمان آبی کوهستان را داد. من هنوز هستم.و اين به اين معنی است که قله های بيشمار ديگری باقی است و نمايش سيب سرخ هم تا زمانی که من باشم ادامه دارد.اما دلم می خواهد که يک چيز را فراموش نکنم: لذت ناب ايستادن بر قله.
مریم مومنی | ۳:۰۷ بعدازظهر سلام بالاخره موضوع قله بود يا سيب يا آهنگ مقدس:) در ضمن من از احوالپرسی هايی که با هم می کنيد از حال همگی دوستان باخبر می شوم. اميدوارم خوب خوب شويد. جای شما هم ۵ شنبه نشر چشمه خاليه. يه ديد به اين لينکها بزنيد . شايد براتون جالب باشه:http://encarta.msn.com/list_10americanwomen/10_American_Women_Who_Changed_the_World.html با لذت ايستادن برقله موافقم.لحظه ناب در اوج بودن... http://shaho1.persianblog.com/1383_8_shaho1_archive.html#2715471(لذت ناب!کلمه ی خالصی است.) ![]() |
|
سلام.سیب میوه عجیبی است.سیب آدم و حوا، سیب نیوتن، سیبی که پیامبر برای زهرا(س) خورد، سیب هفت سین...و سیب مریم سر قله.پیروز باشی.