|
شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۳
اينجا برلين نيست که خانه ادباينجا برلين نيست که خانه ادب و هنر هدايت داشته باشد.استکهلم هم نيست که نشر باران داشته باشد.وين است.يک خانه کتاب دارد البته .اما بوی تند سياست آنقدر درش پيچيده که عطر خوش ادبيات را کاملا از بين برده.نشريه ها و کتب ادبيات مهاجرت را تک و توک در خانه دوستان وين نشين ديده ام و در حسرت يک کتاب فروشی نقلی ادبی (فارسی )در اين شهر زيبا آه کوچکی هم کشيده ام.اين مدت هم که اينجا بوديم از اهل ادب اسماعيل خويی قرار بود شب شعر داشته باشد که آخرش هم برنامه اش جور نشد و نيامد .برنامه بعدی هم داستان خوانی عباس معروفی بود که ديروز عصر آمد و در همايش سه روزه ادبيات اسلام (کشورهای مسلمان نشين) قسمت هايی از سال بلوا و پيکر فرهادش را خواند.
امروز هم در روز دوم همايش مرجانه ساتراپی قرار است در ميزگردی صحبت کند. مریم مومنی | ۲:۵۷ صبح سلام.اگر از ما کاری بر می آد، بگو.موفق باشی. «بوی تند سياست/ عطر خوش ادبيات» خيلی چسبید. سلام. هومم ما رفتيم شما تشريف نداشتيد!!!جایت خالی بود فراوان و بعدهم که هزارتا ممنون همین که باشی خودش دلگرمی است و از صد تا کمک با ارزشتر... ![]() |
|
عالی می نويسی دختر نازنين .. موفق باشی و شاد ...