پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۳

می گويم عجب دنيای خوبی

می گويم عجب دنيای خوبی شده.به زور ياد آدم ها می اندازند که محبت کنند و آدم ها هم به زور محبت می کنند ديگر.يک نمونه اش اين تبريک های گروهی سال نو و مناسبت های مختلف.آدم به برکت اورکات و سايت های مشابهش، ليستی گروهی از دوستان و آشنايانش دم دست دارد و با دو تا جمله می تواند سال نو را به صورت عمومی تبريک بگويد و خيال خودش را راحت کند.يا همين تولد تبريک گفتن های اورکاتی و قزاقی که طرف از دو هفته پيش عکس و اسم دوستش را می بيند و يادش می افتد که تولد دوستش نزديک است.يادم می آيد يک بار يکی از دوستان يک ايميل گروهی به همه دوست هايش فرستاده بود با اين مضمون که در اين ماه مثلا آبان، آن قدر آدم متولد شده که من وقت نمی کنم به همه شان تبريک بگويم و اين پيغام تبريک گروهی را می فرستم تا هر کسی تولدش است تولدش مبارک باشد.


حکايت اين تبريک های گروهی سال نو هم از اين نوع است.به قول حامد انگار بالای خانه ات پارچه آويزان کرده باشی که سال نو مبارک باد.

مریم مومنی | ۱۱:۰۳ صبح



نظرتان در مورد تبريك دسته جمعي رو كاملا قبول دارم. ولي در مورد تولد چه ايرادي دارد كه يك برنامه كامپيوتري به شما نزديك شدن يك تولد را اطلاع بدهد. خوب قبلا هم مردم تولد دوستهاشون رو توي دفترشون مي‌نوشتند كسي 200 تا تولد رو كه حفظ نمي‌كرد. پس اون نوشتن با این نوشتن چه فرقي داره.


سلام آقا نويد.فکر کنم متن رو کمی مبهم نوشتم.من از تبريک دسته جمعی بدم مياد اما با ياد آوری تولد دوستانم مشکلی ندارم.اتفاقا برای من خيلی هم مفيده.


سلام.سال نو بر نویسنده متن های خواندنی و پر احساس، مریم خانم، و حامد خان مبارک!می بخشی که این تبریک هم گروهی شد!


چقدر من پست عقب بودم. چقدر اون پست راجع به بادها قشنگ بود مريم عزيز :)


ولی در مورد کسانی که دوست داری بهشون تبريک بگی ولی خيلی هم صميمی نيستن ....اين تبريکات خيلی هم بد نيست...


منم تبريک ... ولی خوب از همه مهمترين عزيزانمون هستند که با تبريک و کادو دوباره بهانه ای می يابيم تا عشقمون رو بهشون يادآور شويم ...


مريم جان من هم از این تبریکهای گروهی خیلی بدم میاد.خب اگه آدم دوستی یا ارتباطی برایش آنقدر ارزش نداره که ۲ دقیقه وقت بذاره و یک تبریک ویژه براش بفرسته خب این دیگه چه نوع دوستیه؟!تازه این تبریکات گروهی مثل نوروز یک حرکت سنتی در ما با ابزاری مدرن است تا زحمت دگرگونی و تحول را به خود ندهیم مثل همیشه.ما کم کم باید یاد بگیریم شفاف عمل کنیم ؛آنطور که واقعا دلمون میخواد و رفتارهای گذشته را با رنگ و لعاب جدید تکرار نکنیم.


اينکه آدم رمان همنام به دستش برسه و مشغول خوندنش بشه نباید دليل شه که وبلاگش رو آپديت نکنه:)


مریم خانوم!
من هر دفعه که به وبلاگ حامد سر می زنم وبلاگ تو رو هم با اشتها می خونم!!! دیدم بهتره که لینکت رو بذارم که مستقیم بیام سراغ خودت!
با اجازه!















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2