|
شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۴
اول خانه مان عيدی يکاول خانه مان عيدی يک گلدان کوچک و يک تابلو هديه گرفت.حالا رزهای سفيد روی ميز نهارخوری می رقصند و دن کيشوت سوار بر اسبش بر ديوار سينه سپر کرده است.بيرون هم سنبل های بنفش و تخم مرغ های رنگی و خرگوش های عيد پاک همه جا ريخته.از بساط دست فروش ها بگير تا ويترين فروشگاههای لباس. نوروز ايرانيان و عيد پاک مسيحيان و شمالنسيم اعراب، بهانه ای بيش نيست برای جشن گرفتن تابش خورشيد. دوم مامان ها آرامش خانواده اند به شاه بلوط ها می مانند. (با اجازه از شاعران محترم، شاملو و لورکا ، يک بند شعر را به دلخواه خودم تغيير دادم) سوم آرام و بی سر و صدا بيست و پنج ساله شدم.به روی خودتان نياوريد که سرعت عجيب اين شمارنده که تند و تند به اعدادش اضافه می کند می ترساندم. مریم مومنی | ۸:۰۲ بعدازظهر سلام.فروردینی بودی؟ مبارکه.تولدت مبارک و صد سال زنده باشی. تولدت مبارک هميشه شاد باشی ترس نداره!۲۵ سالگی که خوبه به سی برسی چی ميگی هم فروردينی!در مورد تبريکهای گروهی هم خوب اشکالش چيه ؟من خودم اگه بخوام ای ميل بزنم حدود ۵۴ تايی ميشه کی وقت کنم خوب تبريک بگم..مخصوصا دوستهای وبلاگی که ديگه هيچی...ولی حالا من تکی اينجا بهت سال نو رو تبريک ميگم :) وقتی معنای يلدا آن شد که اه! يک دقيقه بيشتر می خوابم ..هراس زندگی وجودم را گرفت.. مبارک باشه: هم عيد هم تولد. راستی... من دارم به وبلاگ خودم يه سری امکانات اضافه می کنم که تو دبش نيست. لطفا به من لينک جداگانه بده. سلام. میتونی فکر کنی که ربع قرن تجربه داري ;) تولدت مبارک :-) ![]() |
|
سلام ...عيدت مبارک ... صد سال به اين سالها ... ماچ ماچ ... بدرود!!!