جمعه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۴

امروز آشيما را توی مترو

امروز آشيما را توی مترو ديدم.گوگول هفت ساله موهايش را از ته زده بود و سونيای کوچک هم با کيف صورتی دخترانه اش دل از من می برد.آشيما بی قرار و زيبا دست بچه ها را گرفته بود.از گوگول پرسيد:« می خواهيم بريم کی رو ببينيم؟ »گوگول هم جواب داد :«بابا رو». اگر بار و بنديل هايم سبک تر بود ، همان ايستگاهی که قرار بود پياده شوند، دنبالشان راه می افتادم تا آشوک را هم ببينم.



پيوست:


آشيما،آشوک، گوگول و سونيا شخصيت های دوست داشتنی رمان هم نام هستند.

مریم مومنی | ۳:۲۱ بعدازظهر



مرسی از معرفی کتابت. می‌خونمش


سلام. بالاخره کتاب به دستت رسید. داشتم فکر می کردم که همین روزها یک جوری برات بفرستم تا یکی باشد که باهاش درباره ی کتاب حرف بزنم.















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2