|
چهارشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۴
يکی از راه ها برای تحمليکی از راه ها برای تحمل زندگی، غرق شدن درادبيات است: انگار در جشنی جاودانه شرکت کردن. «فلوبر» اين جمله فلوبر را سال ها پيش بر تکه کاغذ کوچکی نوشته بودم و چسبانده بودم به ديوارک کتابخانه ام.تکه کاغذ بعدها موقع بسته بندی و گذاشتن وسايلمان توی جعبه ها و کارتن ها، گم شد.الان دلم هوايش را کرده.آن تکه کاغذ عزيز برای من فقط يک تکه کاغذ نبود، خواندنش و نگاه کردن به آن ،جای يک نخ سيگار و يا قرص های آرامش بخش و يا نمی دانم مديتيشن و يوگا و هر چه از اين دست را می گرفت.
مریم مومنی | ۰:۲۷ صبح سلام خوبی مریم خانووم گل . همیشه خوش باشی و خواب زمستانیت هم بیدار . کلی دوست می دارمش فراوان فکر کنم بشه دوباره نوشتش و يه جائی رو دری ديواری دوباره چسبوندش :) ![]() |
|
جمله قشنگیه.ولی سیگار چیز بدیه!