|
جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۴
همين الان درشکه عروس وهمين الان درشکه عروس و دامادی از خيابان فرعی ما گذشت.تلق تلق سم ضربه اسب ها روی آسفالت خيس از باران امروز، آن قدر هيجان انگيز و گوشنواز بود که درحين هجوم آوردن برای ديدن نوستالژی عبور کننده از زيرپنجره مرتفع خانه مان ،دچار کشيدگی عضلات شانه و گردن شدم.
مریم مومنی | ۳:۱۲ بعدازظهر شنيدنی های زيادی در دنيا هست که آدم دوست داره. يکی همين درشکه. يکی هم همون ديويد فريدلاند که خوشت اومده. ![]() |
|
چه عکس هيجان انگيزی گذاشتی. کاش قسمت ما هم بشه