|
دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۴
چند روز پيش ديدم سبدچند روز پيش ديدم سبد ميوه روی ميز به حال بدی افتاده.ميوه ها داشتند نفس های آخرشان را می کشيدند و از فردايش قرار بود شروع کنند به فاسد شدن.من هم حوصله خوردنشان را نداشتم، رغبتی هم برنمی انگيختند با آن پوست های پلاسيده شان.کمی فکر کردم* و قابلمه کوچکی را از آب و کمی شکر پر کردم .پوست ميوه ها را گرفتم و تا آب و شکر بجوشد و غليظ شود آن ها را برش های مقطعی نازک دادم(خيلی مهندسی شد!). بعددستمال پارچه ای تميزی پهن کردم روی چند ورق روزنامه و ميوه های خيس شده در شيره را مرتب چيدم رويشان. تا چند روز ديگر آجيل ميوه مان حاضر است.عذاب وجدان من هم از اسراف تبديل شده به انتظاری کوچک و شادی بخش. *پيوست:امتياز تجاری يا پتنت اين کار متعلق به مادربزرگ های ايرانی است.محصولات مشابه:لواشک، آلبالو و انجير و توت خشک، انواع برگه هلو و زردآلو. مریم مومنی | ۶:۴۵ بعدازظهر ایول خوشم اومد ، اما من بودم می خوردمشان !! بهترین کاررا کردی!!!!! Thanks for posting! Keep going, nice blog! ![]() |
|
ما که تا نخوریم باور نمیکنیم:)