|
شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۴
حوصله باد و نمايشنامه لارامیحوصله باد و نمايشنامه لارامی و سردرد و دور بودن و اشک ريختن و ابرهای گله به گله آسمان وخواب ديدن آب نبات های آبی رنگ لای گردوهای قهوه ای را ندارم. خسته ام. مریم مومنی | ۴:۳۲ بعدازظهر :) حوصلهی دوستاي ساکن شهر دور رو که دلشون واست تنگ شده، چطور؟.. منتظرتم ها... :× ma ghorbane khastegie shoma beravim:* به نام حضرت دوست 00000000000000 مادر بر بستر بيماري افتاده است ................. نگران حسنين و زينب هست ..............
فرياد و نالهاش در خلوت براي چيست؟ .............
در پناه حضرت دوست با آقا حامد
خانوم گل بي حوصله نبينيمت:) خوش باش و مواظب خودت ما كه منتظريم چيزاي خوب بخونيم سلام . اسم وبلاگ من هم خواب زمستانيه! تازه اسم خودم هم مريمه ! - خوش حال شدم از زيارت وبلاگ شما سلام
با همسرم خونه شما آمديم
آمدين ايران باز ميام خونه تون نه راستي شما كه از اونجا رفتين (((در ضمن مطلب خانم گل مربوط به من نيست))) خوب در پناه حضرت دوست ![]() |
|
غیر از «سردرد و دور بودن و اشک ريختن»، باقیش که خوبند