سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۴

دوتا موضوع بود برای نوشتن

دوتا موضوع بود برای نوشتن مقاله ،يکی بررسی اقدامات قانونی عليه Hate Crime در آمريکا بعد از ماجرای ماتيو شپرد ، دومی اش هم نظر کتاب مقدس درباره هم‌جنس‌گرايی.پرسيدم کدوم رو انتخاب کردی؟ گفت: اولی رو.گفت :من کتاب مقدس رو نمی خونم چون ملحدم.

عصر از توی کيفش عکس های سفر کامبوج‌اش را نشانم می دهد.چشم بادامی ها کنار هم ايستاده اند.می گويد: مال تقريبا پونزده سال پيشه.می گويد: نمی دونی چه جنايت هايی رو ديديم. ظاهرن حافظ صلح بوده اند آنجا.می گويم: آها يه چيزايی می دونم راجع به خمرهای سرخ.اسمشون همينه ديگه ،نه؟می‌گويد:نه، نه، بهشون ميگن کمر.(انگليسی ها خ را نمی توانند ادا کنند).توی دلم می گويم آره همونی که من ميگم.

می گويد : همون موقع بود که ملحد شدم. وقتی اون همه جنايت رو ديدم.برای همينه که ديگه نمی تونم سراغ کتاب مقدس برم.

عکس ها را می گذارد سرجايشان و در کيف را می بندد.

مریم مومنی | ۹:۱۰ بعدازظهر



نفهمیدم چرا ملحد شده.چه ربطی داره آخه؟اعتراضه؟


همين روزا ما هم کارمون به اونجا ميکشه عزيزم...دور از انتظار نيست















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2