|
یکشنبه ۵ تیر ۱۳۸۴
اول از تبعات انتخابات ايناول از تبعات انتخابات اين بود که ميز و صندلی ام را برای درس خواندن به حمام منتقل کردهام. هم هوايش خنکتر است .هم سروصدای چت و تلفن و گفتگوهای اينترنتی پسمانده هيجان انتخابات نمیآيد و هم اينکه يک جورهايی تاريک تر است و بهتر می توانم با چراغمطالعه تمرکز کنم. دوم «پرندگان میروند در پرو می ميرند »يکی از بهترين مجموعه داستانهای کوتاهای است که تا بهحال خواندهام.تا آن موقع که من ايران بودم ، چاپ مجدد نشده بود و آن که من خواندم فکر کنم چاپ قبل از انقلاب بود، الان را نمی دانم. به هر حال حکايت اين پشه هايی است که از ديروز تا حالا دويست سيصد تايشان را از پای گلدانهايم جمع کردهام.نمی دانم اما يک جورهايی به سرنوشت شومی گرفتار شدهاند: «پشه ها می آيند و پای گلدانهای من میميرند.» سوم بعضی از اين استادها نمی دانم چه علاقه ای دارند که مثل کوکو -پرنده ساعت - مدام وقت باقيمانده را اعلام کنند.اين کارشان بدجوری می رود روی اعصاب.مخصوصا اگر در کل پنج دقيقه از وقت طلايی باقی مانده باشد و کوکوی محترم شمارش معکوساش را شروع کند: ۵ دقيقه باقیاست...۴ دقيقه باقیاست...۳ دقيقه باقی است...۲ دقيقه باقی است.. ۱ دقيقه باقی است.. تمام شد...تمام شد... ورقه ها را تحويل دهيد... بجنبيد... من رفتم... تمام شد... گفتم تمام شد...تمام شد... مریم مومنی | ۰:۵۲ بعدازظهر می روم می خوانمش.کتاب پرندگان را می گویم تحمل بیشتری داشته باش تا موفق باشی ! همین تابعد ...یا حق سلام مريم جان.نظرات بزرگان در باب امتحان چنين است : اين ميز و صندلی در حمام فکر خوبیاست ها ... همين چند روز پيش که لندن به بوشهر تبديل شده بود من هم فکر کردم کاش میشد توی حمام که خنکتر است درس خواند ... ولی ما فقير فقرا حماممان تنها به اندازهی همان وان کوچک خودش جا دارد ... چه جمله زیبایی!«پشه ها می آيند و پای گلدانهای من میميرند.»...اسم نویسنده کتاب رو نگفتین! به هر حال خوشحالم که بعد از مدتها مطالب قشنگتون رو خوندم! در پناه حق! ![]() |
|
اوهوم!!!