|
جمعه ۱ مهر ۱۳۸۴
دیروز یه لیموترش رو ازدیروز یه لیموترش رو از وسط نصف کردم که آبش رو بریزم تو سالاد.هر چی منتظر شدم هسته ای توش پیدا نشد.دلم یه جورایی برای مقطوع النسل بودنش سوخت. مریم مومنی | ۷:۰۲ بعدازظهر یک حسی مشابه اینی که تو داشتی جند وقت پیش در مورد راننده کامیون ها بهم دست داد. همیشه مجبورشان می کنند از جاده های خلوت ودور و پرت رانندگی کنند و گاهی هم اصلا نکنند. همیشه هم تو تنهایی خودشان آواز می خونند ، انگار مطرود همه اند ... ![]() |
|
مقطوعالنسل بودن براي ليموها را نميدانم ولي براي انسانها خوشبختي است. لطفاً دل نسوزانيد.