شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴

دیشب در نبود حامد برای

دیشب در نبود حامد برای خودم چارلی و کارخانه شکلات سازی را تجویز کردم به همراه چیپس تایلندی و آب میوه.فکر می کنم کلی به سینمای بورگ کینو ضرر زدم چون مجبور شدند فقط برای یک نفر که درست وسط سینما نشسته بود فیلم را نمایش دهند.
چاره ای نبود.دنیای عجیب و خلاق تیم برتون را نمی شد به زمان یا درس و کارهایم و یا دیدن رنج در فیلم های واقعی تر فروخت.

 

مریم مومنی | ۱۰:۴۵ صبح



راستي اگه ميشه يه ايميل به من بزنيد تا اون ماموريتو انجام بدم..


سلام بر شما.
ممنون از لطفتان. متن را درست كردم.
راستي دلم تنگ شده واسه اون آب و هوا. چيكار كنم. خصوصاً اون بحث همراه با پيتزا با قاصدك :))
سلام به استاد حامد هم برسانيد


هاهاها...بحث همراه با پیتزا خیلی خوب بود. من صد سال یک بار پیتزا هوس می کنم. اما اون بحث خیلی هیجان انگیز بود آخر.
صاحب خانه جان ارادت کیش شما هستیم.


حامد از برخي جهات پسر فوق العاده اي است(اگر تو اتريش اسفند گير مياد يه مقدار براش دود کن) راستي الان که وارد وبلاگتون شدم يه چيزي هم دستگيرم شد.



سلام مریم جان. یه سوال بی ربط دارم ازت. تو مریم نبوی ن|اد رو از کجا می شناسی؟ خیلی از خودش و وبلاگش خوشم میاد. همدانشگاهی ما بود؟ یا هم مدرسه ای تو؟ یا هیچکدوم؟ خیلی وقت بود میخواستم بپرسم.


آمدم بگویم سلام، با حالتان چطور است؟
همین.


به نام حضرت دوست
سلام مریم عزیز:
گاهی تجویزهایی چنین لازم است.پزشک خویش بودن هم عالمی دارد!!!
سبزاسبز باشی و مهرت پایدار.


سلام گل مريم خوبم.راستش هيچ كدوم. من هم دورادور ايشون رو مي شناسم.
به ميتراي عزيز: سلام از ماست.ممنون از احوالپرسي.شما خوبين؟















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2