|
شنبه ۷ آبان ۱۳۸۴
حماقت حماقتی که هر روز بیشتر و بیشتر خودش را تکثیر کند، در زندگی روزمره، در دهان همه بچرخد. مریم مومنی | ۸:۴۸ بعدازظهر تلخ, حقیقی و درخشان همسایه جان. همان جور نوشتن که در دل من غوغا می کند. نوشته امروزت خیلی زیبا بود . سلام درود ... نظر خاصي راجع به اين موضوع ندارم . ولي جهل و حماقت رو قبول دارم ... ba salam, che zod shoro kardi dobare farsi khondanoo, mowafag bashi biname aziz, chetori natije gerefti az in harf ke man farsi khoondan ro shoroo kardam??! مگر قرار به سر به نیست است؟اگر این بود که در خانه بازی های روزانه مان هی به عقب پرتاب نمیشدیم و باز از سر لِی لِی مریم جان جان ،مگر قرار به سر به نیست است؟اگر این بود که در خانه بازی های روزانه مان هی به عقب پرتاب نمیشدیم و باز از سر لِی لِی مریم جان جان ،مگر قرار به سر به نیست است؟اگر این بود که در خانه بازی های روزانه مان هی به عقب پرتاب نمیشدیم و باز از سر لِی لِی مگر قرار به سر به نیست است؟اگر این بود که در خانه بازی های روزانه مان هی به عقب پرتاب نمیشدیم و باز از سر لِی لِی تا درد نباشه لذت معنی نداره......ولی خود کشی! ![]() |
|
نوشته های شما را می خوانم. شما خوب می نویسید. ممنون می شوم اگر به صفحه من هم نگاهی بیندازید.