|
دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۴
گروه کتاب خوانی ما به تعداد انگشتان دست نمی رسد اعضایش . ماهی یک بار دور هم جمع می شویم و درباره کتابی که برای آن ماه مشخص کرده ایم حرف می زنیم.جلسه گروه دوشنبه اول هر ماه در کتابخانه دانشگاه تشکیل می شود و یک بقالی کوچک انگلیسی هم از حامیان گروه مطالعه ما است و با چیپس و آب میوه در این شهرآلمانی زبان از مطالعات انگلیسی حمایت می کند. من تنها دانشجوی گروه هستم و بقیه درسشان تمام شده است. دو نفر هم کتابدار داریم که تجربه زیادی دارند و ادبیات روز را دنبال می کنند و خیلی خوب نقد می کنند. ما هر ماه کتابی می خوانیم و فارغ از هرگونه کلمه عجیب و غریبی (مثل انواع ایسم ها) درباره کتاب حرف می زنیم. اینکه از کتاب خوشمان آمده یا نه و کدام شخصیت را دوست داریم و به چه علت و اینکه نویسنده چقدر در پرداخت شخصیت ها موفق بوده و درباره زبان و زمان اثر و زمان روایت و طرح داستان حرف می زنیم.طوری که هر کسی که با اصطلاح های خاص حوزه نقد بیگانه باشد هم بتواند در گفتگو شرکت کند و لذت ببرد که به گمانم خیلی ارزشمند است.این طوری است که آدم ها از ادبیات و کتاب ترسشان می ریزد و ذهنشان که از بند ایسم های مختلف رها شده می تواند خیلی معقول و آزادانه بیاندیشد.اینجا از کلی گویی خبری نیست. مغلق حرف زدن هم برای کسی اعتبار نمی آورد چون واژه ها را نمی شود ارزان خرج کرد و اگر واژه خاصی را به کار ببری باید دلیل و برهان اش را هم پشت سرش بگویی .
مریم مومنی | ۱۰:۱۸ بعدازظهر ![]() |
|
به سرم زده همچون جمعی واسه خودمون راه بیاندازم...ایده خیلی خوبیه... مرسی از مطلبت