دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۴

گروه کتاب خوانی ما به تعداد انگشتان دست نمی رسد اعضایش . ماهی یک بار دور هم جمع می شویم و درباره کتابی که برای آن ماه مشخص کرده ایم حرف می زنیم.جلسه گروه دوشنبه اول هر ماه در کتابخانه دانشگاه تشکیل می شود و یک بقالی کوچک انگلیسی هم از حامیان گروه مطالعه ما است و با چیپس و آب میوه در این شهرآلمانی زبان از مطالعات انگلیسی حمایت می کند. من تنها دانشجوی گروه هستم و بقیه درسشان تمام شده است. دو نفر هم کتابدار داریم که تجربه زیادی دارند و ادبیات روز را دنبال می کنند و خیلی خوب نقد می کنند. ما هر ماه کتابی می خوانیم و فارغ از هرگونه کلمه عجیب و غریبی (مثل انواع ایسم ها) درباره کتاب حرف می زنیم. اینکه از کتاب خوشمان آمده یا نه و کدام شخصیت را دوست داریم و به چه علت و اینکه نویسنده چقدر در پرداخت شخصیت ها موفق بوده و درباره زبان و زمان اثر و زمان روایت و طرح داستان حرف می زنیم.طوری که هر کسی که با اصطلاح های خاص حوزه نقد بیگانه باشد هم بتواند در گفتگو شرکت کند و لذت ببرد که به گمانم خیلی ارزشمند است.این طوری است که آدم ها از ادبیات و کتاب ترسشان می ریزد و ذهنشان که از بند ایسم های مختلف رها شده می تواند خیلی معقول و آزادانه بیاندیشد.اینجا از کلی گویی خبری نیست. مغلق حرف زدن هم برای کسی اعتبار نمی آورد چون واژه ها را نمی شود ارزان خرج کرد و اگر واژه خاصی را به کار ببری باید دلیل و برهان اش را هم پشت سرش بگویی .
یکی دیگر از خوبی های این گروه این است که مبنای انتخاب اثر، تازه بودن آن است و برای من که سلیقه مطالعاتی ام تا به حال دست مترجمان ایرانی بوده فرصت خوبی است تا سراغ نویسنده های جدید بروم و بدون واسطه در جریان ادبیات روز دنیا قرار بگیرم.

 


کتاب ماه گذشته مان Small Island نام داشت که نویسنده اش زنی با تبار جاماییکا و اهل بریتانیا است و برنده جایزه اورنج 2004 شده است . کتاب خیلی خوبی بود و تا جایی که می دانم به فارسی ترجمه نشده است. تم اصلی آن کشمکش بین شخصیت های مختلف و درواقع تفاوت فرهنگی بین جاماییکا یا همان جزیره کوچک با جزیره مادر یا همان بریتانیای کبیر می باشد.طرح نسبتا طولانی روایت ،مدام در گذشته و حال دو زوج جاماییکایی و انگلیسی جلو و عقب می رود.داستان مهاجران سیاه پوست و تصویری که در ذهنشان از یوتوپیایی به نام انگلستان ساخته اند بعد از ورودشان به خاک آنجا رنگ واقعیت می گیرد و بریتانیا، تلخ و حقیقی از حجاب رویای رنگین شان بیرون می جهد و جلوی رویشان قد علم می کند. جنگ جهانی دوم و بمباران های لندن و اعزام نیرو به خطوط مقدم جنگ، روایت تازه ای است از این رو که راوی اش یک سیاهپوست است .او برای دفاع از میهنی داوطلب شده که ساکنان اصلی آن او را از خود نمی دانند و تحقیرش می کنند.اما تعادل روایت داستان به حدی خوب رعایت شده که به این راحتی نمی توانیم حق را کاملا سهم گیلبرت و هورتنز سیاه پوست بدانیم. با تغییر راویان داستان این بار از چشم های کویینی و برنارد دنیای سال های آخر جنگ و بعد از آن را می بینیم ودر کنار نقاط قوت بی شمار دیگر از سناریوی قوی و جذاب اثر لذت می بریم.

مریم مومنی | ۱۰:۱۸ بعدازظهر



به سرم زده همچون جمعی واسه خودمون راه بیاندازم...ایده خیلی خوبیه... مرسی از مطلبت















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2