جمعه ۹ دی ۱۳۸۴

کتاب های شنیدنی

ایران که بودیم یه بار به این فکر افتادم که چه خوب می شد اگه یه انتشاراتی همت می کرد و یک سری از کتاب هاش رو به صورت صوتی عرضه می کرد.مثل نوارهای قصه کودکان یا شعرهای شاملو که به صورت صوتی موجود بود.این فکر از جمله رویاهایی بود که وقتی ساعت ها توی تاکسی، ترافیک تهران رو تحمل می کردم به سراغم میومد.وقتی که راننده رادیو رو روشن میکرد و فوتبال مثلا تراکتورسازی اراک رو با یه تیم دیگه با هیجان گوش می کردو من هم در صندلی عقب خودم رو حسابی یه گوشه جمع کرده بودم و در انتظار پایان ترافیک حواسم مدام به آقای کناری ام بود که خطایی ازهمان نوع که خودتان بهتر می دانید ازش سرنزند.البته نوارهای موسیقی جای خودش را برایم داشت.اما وقتی خسته می شدم دلم می خواست خیلی وقت ها یک اثر ادبی خوب بشنوم.یک داستان کوتاه خوب مثلا. اینجا که آمدیم دیدم این ایده مدت هاست اجرا شده و یک قسمت از کتاب فروشی ها و کتابخانه ها به کتاب های شنیداری تعلق دارد.همه مدل کتابی هم تویشان پیدا می شود.از آثار کلاسیک بگیر تا ادبیات مدرن.شعر و نمایشنامه هم که جای خود دارد.نمی دانم چرا این ایده در ایران تا به حال اجرا نشده.یادم می آید یک زمانی دولت آبادی بخش هایی از کلیدرش را خوانده بود به همراه نوای سه تار و بعدجلویش را گرفتند و نگذاشتند ادامه پیدا کند.علتش را نمی دانم.شایدیکی به گوششان زمزمه کرده بود که "تنها صداست که می ماند" و آنها هم صدا را در نطفه خفه کرده بودند.
این سایت کتاب های شنیداری را امروز که برف شدیدی می بارد از سیبستان پیدا کرده ام.تعداد آثاری که تا به حال خوانده شده کم است اما سایت شنیدنی خیلی خوبی است. به درد روزهای برفی می خورد که فنجان چایت را در دست بگیری و در حالی که کنار پنجره به برف و شیروانی های سفید خیره شده ای بگذاری گوش ات از یک اثر ادبی اصیل لذت ببرد.
حالا اگر برف هم نبارد به درد این می خورد که موقع آشپزی یا ظرف شستن یا رانندگی حس کوزت(!) بودنت تبدیل شود به لذتی ناب.
:)

مریم مومنی | ۱۰:۰۸ صبح



سلام. شنیدن کلیدر دولت آبادی یا فوتبال تراکتورسازی اراک؟ من که دومی را انتخاب میکنم.ـ


امروز هوای اينجا بدجوری سرد و بارونيه.نميشه خيلی بيرون از خونه موند .سردرد هم نميذاره کتاب بخونم.چه پيشنهاد محشری بود سر زدن به سايت اثار شنيداری...ممنون.


حالا ما که برف نداریم چه کار کنیم؟ برای من بهترین وقت برای کتاب گوش دادن موقع رانندگیه.


با ايده‌ي نوار/كتاب خيلي موافقم. خواهرم هري پاتر رو همين جوري توي يه سفر بين شهري با ماشين گوش داده بود و كلي لذت برده بود. منم خيلي هوس كردم!


توی این جور موقع ها من یا موسیقی گوش می‌دهم و یا به بعضی سخنرانی‌ مثل سروش کدیور و . گوش می‌دهم معمولاً فایل سخنرانیهاشان قابل دانلود از روی سایتشان هست
در ضمن آن ماشین‌سازی اراک است تراکتور سازی هم که مال تبریزه



بله! فکر کنم هر دو از یک منبع این لینک را دیدیم.
هنوز تجربه‌ی چندانی با کتاب‌های شنیداری نداشته‌ام. اما هنوز کتاب خواندن را به کتاب شنیدن ترجیح می‌دهم.















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2