|
جمعه ۱۶ دی ۱۳۸۴
مهاجرتآن ها بزرگ می شوند بیشترشان همانجا می مانند.. به سفر می روند. اغلب جهان گردی می کنند.اما برمی گردند.عده زیادی شان برمی گردند. اگر هم برنگردند بلدند چه طور با دل خود تا کنند که مثل ما پرپر نزند.بیشترشان به خواست خودشان می روند.محض تنوع.اگر بخواهند بمانند هم زندگی برایشان قابل تحمل است. آینده تقریبا مطمئن، اوضاع باثبات اطرافشان و یک بازنشستگی مرتب و آبرومند. ما بزرگ می شویم.خیلی دلمان نمی خواهد جایی برویم.کم کم می بینیم که دورمان خلوت شده است. اوضاع اطرافمان خوب نیست. هر کس که بتواند کوله بارش را می اندازد روی دوشش و راهی می شود.هر کسی به گوشه ای می رود.از هم دور می شویم.دلمان برای آن ها که رفته اند تنگ می شود و کمی بعد برای آن ها که مانده اند.پراکنده شده ایم.شب های طولانی خواب آن هایی را می بینیم که دوستشان داریم.آن هایی که نیستند کنارمان و برای جمع کردنشان در کنار هم شدنی ترین کار این است که نقشه دنیا را در ذهنمان بیاوریم و به رنگ های مختلف نقشه اشاره کنیم.درست مثل آن موقع که کوچک بودیم و زل می زدیم به این نقش های مختلف و سعی می کردیم پایتخت شان را از بر کنیم. حالا اما پایتخت کشورها به دردمان نمی خورد. آمریکا جایی است که او و او و او و چند نفر دیگر جمع اند.لندن بیشتر از اینکه کوچه های مه آلودش را برایمان زنده کند چند اسم عزیز را زنده می کند.همین جور بگیر و از این شهر به آن شهر برو.چند تا رنگ مختلف را شمرده ای؟ تورنتو و تهران و پاریس و آلمان و خاور دور و نزدیک و هزار و یک جای دیگر که تمامی ندارند. مریم مومنی | ۵:۱۷ بعدازظهر انگار امروز زياد حرف زدهام ... دوباره سلام. چند نسل؟ ناممکن نخواه تا مأیوس نگردی. نمیدونم این جمله را از کی شنیده ام. اما شنیده ام. salam khanome momeni و البته در کنار آن بیشتری که به خواست خود می روند هستند کسانی که بخواست خود نمی روند و نه محض تنوع آنها هم داستان خود را دارند از دیروز تا هنوز harfe naslo in harfha nist,man ke fekr nemikonam roozi in roya be vagheiat tabdil shavad.kaash mishod.amma man ke rozaneye omidi nemibinam. خيلي جالبه كه آدم اين حرفا رو از تو مي شنوه. خيلي جالبه اصلا كه آدم اين حرفا رو مي شنوه. نگارم ميگه آدما حق دارن برن چون اينجا چيزي براي دادن به آدما نداره جون فقط يه بار زندگي مي كنيم و تو اون يه بار حق داريم راحت زندگي كنيم. ولي نگارم خودش مي خواد بمونه شايد چون عاشقه ياديوونه س!!! چون مي خواد تو زمان و مكان ادامه پيدا كنه همون جايي كه ريشه داره... و خودم هميشه فكر مي كردم كه هيچوقت براي موندن نمي رم چون اينجا آدمايي هستن كه به من احتياج دارن و اگه من برم لزوما كس ديگه اي نيست كه برا اين آدما بمونه كه چيزي رو برا اين آدما عوض كنه. ولي اونجا اگه من نباشم مطمئنا هستن آدماي زيادي كه جامو بگيرن... نمي دونم مريمي شايدم هنوز تو ايده آل فكر كردن بچگيهام موندم ولي فعلا نمي خوام بزرگ شم. مريمي يه كم غم انگيزه كه همه آدمايي كه مي تونن تاثيرگذار باشن برن كه خوب زندگي كنن يا نمي دونم چي ... هميشه و هرجا هستي خوش باشي و تاثيرگذار خيلي جالبه كه آدم اين حرفا رو از تو مي شنوه. خيلي جالبه اصلا كه آدم اين حرفا رو مي شنوه. نگارم ميگه آدما حق دارن برن چون اينجا چيزي براي دادن به آدما نداره جون فقط يه بار زندگي مي كنيم و تو اون يه بار حق داريم راحت زندگي كنيم. ولي نگارم خودش مي خواد بمونه شايد چون عاشقه ياديوونه س!!! چون مي خواد تو زمان و مكان ادامه پيدا كنه همون جايي كه ريشه داره... و خودم هميشه فكر مي كردم كه هيچوقت براي موندن نمي رم چون اينجا آدمايي هستن كه به من احتياج دارن و اگه من برم لزوما كس ديگه اي نيست كه برا اين آدما بمونه كه چيزي رو برا اين آدما عوض كنه. ولي اونجا اگه من نباشم مطمئنا هستن آدماي زيادي كه جامو بگيرن... نمي دونم مريمي شايدم هنوز تو ايده آل فكر كردن بچگيهام موندم ولي فعلا نمي خوام بزرگ شم. مريمي يه كم غم انگيزه كه همه آدمايي كه مي تونن تاثيرگذار باشن برن كه خوب زندگي كنن يا نمي دونم چي ... هميشه و هرجا هستي خوش باشي و تاثيرگذار خيلي جالبه كه آدم اين حرفا رو از تو مي شنوه. خيلي جالبه اصلا كه آدم اين حرفا رو مي شنوه. نگارم ميگه آدما حق دارن برن چون اينجا چيزي براي دادن به آدما نداره جون فقط يه بار زندگي مي كنيم و تو اون يه بار حق داريم راحت زندگي كنيم. ولي نگارم خودش مي خواد بمونه شايد چون عاشقه ياديوونه س!!! چون مي خواد تو زمان و مكان ادامه پيدا كنه همون جايي كه ريشه داره... و خودم هميشه فكر مي كردم كه هيچوقت براي موندن نمي رم چون اينجا آدمايي هستن كه به من احتياج دارن و اگه من برم لزوما كس ديگه اي نيست كه برا اين آدما بمونه كه چيزي رو برا اين آدما عوض كنه. ولي اونجا اگه من نباشم مطمئنا هستن آدماي زيادي كه جامو بگيرن... نمي دونم مريمي شايدم هنوز تو ايده آل فكر كردن بچگيهام موندم ولي فعلا نمي خوام بزرگ شم. مريمي يه كم غم انگيزه كه همه آدمايي كه مي تونن تاثيرگذار باشن برن كه خوب زندگي كنن يا نمي دونم چي ... هميشه و هرجا هستي خوش باشي و تاثيرگذار سميرا جان سلام.يه بار ديگه متن رو بخون لطفا.فكر نمي كنم از حرف هايي كه من زدم بشه اين نتيجه رو گرفت كه من قراره بمونم اينجا يا نه.من يه واقعيت رو توصيف كردم فقط. salam . chandta az matalebetoon ro khoondam . سلام ... ببخشيد كه اين كامنت من كلا هيچ دخلي به اين مطلبتون نداره ها ! ... خانم مومني يه سوال ... اخيرا به اين جماعت " نويسنده هاي سودايي " دهه ي شصت امريكا برخوردم . پست مدرن ها رو عرض مي كنم . اولش هم به اين مردك سيبيلو " ريچارد برتيگان " برخورده ام ... اما من حدودا چهار تا چيز رو نمي دونم ... يك . اصلا اين عبارت " نويسنده هاي سودايي " ترجمه ي كدوم ترم تو ادبيات امريكاست ؟ دو . پيشينه ي اين جماعت پست مدرن بعد از دهه ي شصت و هفتاد كجاست ؟ سه . تا به حال به يه ليست مهم از آثار اينها برخورد كرده ايد كه بتونه آدم رو به مهمترين اثر هاشون راهنمايي كنه ؟ چهار . وضعيت اين جريان پست مدرن تو ادبيات سالهاي اخير چه جوري بوده ؟ ... راستش رو بخواين من اين موضوع رو گوگل كردم ، اما همچين چيز به درد بخوري نصيبم نشد . من تو پيدا كردن لغت - كليدي هاي اين جور چيزا ميلنگم . خلاصه كه در زمينه ي يو آر ال هم ملتمس دعا هستيم ... ارادتمند راستش را بخواهي هميشه منتظر بودم تا فرصتي بدست آورم كه از اين مملكت بروم ولي نميدانم چرا اكنون كه ميتوانم پاي رفتن ندارم. ميداني آدمهايي را ميشناسم كه زماني كه در ايران بودند ميتوانستند بنويسند، بخوانند و ... نه آنكه در اين جا آزادي وجود داشت اما هنگامي كه به آنجا رسيدند با وجودي كه آزاد بودند نتوانستند و ديگر نتوانستند بنويسند شايد فرج سركوهي، عباس معروفي و... مثال خوبي براي اين مورد باشد. اما از متن زيبايت لذت بردم راستش را بخواهي هميشه منتظر بودم تا فرصتي بدست آورم كه از اين مملكت بروم ولي نميدانم چرا اكنون كه ميتوانم پاي رفتن ندارم. ميداني آدمهايي را ميشناسم كه زماني كه در ايران بودند ميتوانستند بنويسند، بخوانند و ... نه آنكه در اين جا آزادي وجود داشت اما هنگامي كه به آنجا رسيدند با وجودي كه آزاد بودند نتوانستند و ديگر نتوانستند بنويسند شايد فرج سركوهي، عباس معروفي و... مثال خوبي براي اين مورد باشد. اما از متن زيبايت لذت بردم اين روند بزرگ شدن آنها كمي طولاني نشده است؟ درخت با ریشه و کمبود آب و خاک و هوا دوام بیشتری دارد یا درخت بی ریشه با آب و خاک و هوای کافی. maryamgoli manam manzuram in nabud ke gharare barnagardid, ba'dan shayad bishtar harf zadim. rasti bebakhshid 3 bar ferestadam javabamo cho neshani az ferestade shoden nabud:D be har hal shayad nabayad be in shedat jigh mizadam. dobare mikhunam dobare nazar midam. moraghebe khodet bash o khosh bashid:) با اینکه نمیشناسمت ولی بوی غریبی نمیدی thx alt ! سلام من شما را نمي شناسم و وبلاگ زيبايتان را هم نديده بودم. حالا ديدم و تبريك مي گويم. من هم از اونهایی هستم که رفته و به احتمال زیاد دیگه بر نمیگرده حتی بعد تحصیل. ولی این رو بگم که تازه فهمیدم که خیلی فرقه بین این که توی صف شیر بایستی یا اینکه شیر توی خونه ات باشه. اینجا میشه با قدرت تمام پیش رفت و کسی هم چوب لا چرخت نمیکنه به ازای کاری هم که میکنی نگران کرایه خونه سر برجت نیستی من هم از اونهایی هستم که رفته و به احتمال زیاد دیگه بر نمیگرده حتی بعد تحصیل. ولی این رو بگم که تازه فهمیدم که خیلی فرقه بین این که توی صف شیر بایستی یا اینکه شیر توی خونه ات باشه. اینجا میشه با قدرت تمام پیش رفت و کسی هم چوب لا چرخت نمیکنه به ازای کاری هم که میکنی نگران کرایه خونه سر برجت نیستی ![]() |
|
yeki az ghashangtarin neveshtehaaee bood ke ta hala khoondam.hichi nemitoonam begam.harfi nist....az inke in harf darde dele chand nafare delam migire.in jomle ham ta a'maghe vojoodam raft : "amrika jaaee ast ke oo o oo o oo o oo o chand nafare digar ja'mand." vaghean chand nasl migzare? age moonde boodim Iran o talash karde boodim,ba'ad az hamin chand nasl hame chiz behtar nemishod? ..... :|