پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۴

از آن جایی که من امروز اندکی زیادی عصبانی هستم، تیر دوم را به سوی آقای امیر رازی پرتاب می کنم.
جناب رازی کاش کمی در به کار بردن واژه هایتان دقت به خرج می دادید. من معمولا نگاهی به صفحه "خانه " روزنامه شرق می اندازم و این یکی دوباری که به طور اتفاقی دستورآشپزی های متفاوت شما را خواندم از حاشیه روی های به قصد طنزتان هیچ لذتی نبردم و در بعضی موارد نوشته هایتان اذیتم کرده است. دو نمونه اش را اینجا می آورم:
اول نوشته منتشر شده به تاریخ امروز یعنی پنج شنبه 13 بهمن با عنوان " خورش یعنی خورش قیمه" مخصوصا بخش پایانی اش که پیشنهاد می دهید موقع سرخ کردن پیاز داغ ، کویتی پور بشنویم و درفاصله جا افتادن خورش تلویزیون را روشن کنیم و عزاداری ببینیم.و بعد هم نوشته "مائده های زمینی"آنجا که می گویید:
براى كشف مائده هاى زمينى، نيازى به پيمودن راه هاى سخت و گذشتن از ظلمات و شنا در هفت دريا و جنگ با اژدهاى هفت سر نيست. هر كس به فراخور حال خويش در اطرافش مواهبى بس ارجمند دارد كه اگر نيك بنگرد درخواهد يافت كه اين مواهب مستقيماً از بهشت آمده اند. بى اعتنايى به اين مواهب، بى اعتنايى به بهشت است. حضرت آدم كه هبوط كرد، به همراه خود، انبانى از بهشت داشت. بذر انجير و زيتون از آن انبان سرريز كرد و در عالم پراكنده شد. بذرهاى جهنمى هم البته بى واسطه آدم ابوالبشر - و شايد به وساطت شيطان - كم در زمين پراكنده نشدند.
گياهان سمى، غذاهاى بدطعم، مردمان بداخم، حوصله هاى تنگ و تصاوير زشت، همه ثمره همان بذرهاى جهنمى به حساب مى آيند و متاسفانه چنان يك تخم دوزخى، هزار تخم شده است كه مجال مائده هاى زمينى تنگ است. غذاهاى خوشمزه، مردمان خوش رو، مهربانى هاى بى حد و زنان فرشته سيرت و... آنقدر كم ياب شده اند كه حكم كيميا دارند."

نوشته اول آقای رازی به خاطر سبک بودن لحن بیان ایشان و نوشته دومشان به دلیل نگاه توهین آمیز ایشان به زنان به شدت مورد انتقاد من است..هرچند که ایشان با نوشتن این که ستون آشپزی شان مخصوص مردان است و زنان از آن بهره ای نمی برند، خیال خودشان را راحت کرده اند و لحنی زن ستیزانه را در پیش گرفته اند( نگاهی بیاندازید به مطلب عشق و کمی نمک آنجایی که می نویسند:
"در تمام مهمانى هاى رسمى و غيررسمى خانم خانه چنان به تكلف مى افتد كه به جاى عشق، مقدار معتنابهى حرص و عصبانيت قاطى خورش مى كند وهنگام پذيرايى نيز عذر مدام مى خواهد كه غذا چيزى نشده است كه بايد مى شده"

حرف آخر:
لحن نثر آقای رازی و نوع نگاهشان به گمان من در شأن روزنامه "شرق" نیست هرچند که صرف نظر از این موضوع، نوشته های خواندنی هم در بین مطالبشان پیدا می شود.


مریم مومنی | ۵:۵۴ بعدازظهر



az khoondane weblogetoon aramesh migiram nemidoonam chera shayad bekhatere nasre sade va giratoon bashe shayd be khater ghalebetoon !


سلام به نظر من و از دید یک زن نگاه ایشان اصلا توهین آمیز نیست شما بیش از اندازه حساس هستید کمیاب شدن زنان فرشته سیرت نگاه توهین آمیز به زن نیست. شاید بتوان آن را نگاهی انتقاد آمیز به وضع امروز زنان دانست به اصل وجود زن که توهینی نشده
در مطلب عشق و کمی نمک هم زن ستیزی دیده نمی شد باز هم نگاهی انتقاد آمیز به نوع برخورد زنها با غذای مهمانی بود که می تواند درست باشد یا نباشد


فکر می کنم اینطور دفاع کردن از زنان بیشتر به ضررشان است تا به سودشان


من همچین نظری ندارم اتفاقا" نوشته هاشون خیلی هم بامزه است.شما عصبانی بودی بد برداشت کردی


Areh bayad inha ro benevisim ke ayandegan began ma neveshtim. Vagarneh misheh mesl e ma ke migim chera gozashtegan naneveshtan o rad shodan o nafahmidan. In avalin barieh ke weblogeto didam va har chand moteasefaneh az back-groundet chizy nemidounam vali khosham oumad. Harf bezan!Misheh az khodet bishtar bedounam?















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2