سه شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۴

این هم یک نویسنده خوب نیجریه ای. این هم کتابش. این خانم فقط سه سال از من بزرگتره ولی یک کتابی نوشته که با وجود چند خطای کوچک ، خیلی عالی نوشته و پرداخته شده. داستان دختر پانزده ساله ای به اسم "کامبیلی" که پدری متعصب و به قولی بسیار بنیادگرا دارد و اصرار به تربیت فرزندانش تحت بنیاد گرایی و نظم و اجبار پادگانی.کامبیلی و برادرش کم کم با نوع متفاوتی از زندگی آشنا می شوند و ...

این همه صدا از کشورهای مختلف.هرکس داره قصه سرزمین خودش رو میگه و بقیه هم می خونن و می شنون. اون وقت به جز قصه بمب اتمی کسی چیزی
از ما نمی شنوه.

یکی نیست بگه به جای غر زدن خودت قلم بردار و سهم خودت رو حداقل ادا کن .
!

مریم مومنی | ۲:۴۸ بعدازظهر



چرا من هستم که بهت میگم: مریم خانمی بجنب و زودتر بنویس که مشتاقم بخونم. راستی ایمیل منو گرفتی؟ کتاب همنام رو خوندم کتاب خیلی خوبی بود مخصوصا برای آدمهایی که دور از وطن زندگی می کنند. منتظرم که بازم کتاب بهم معرفی کنی. موفق باشی و زودتر داستانتو بنویس.


سلام
به نظرم، شما با "خواب زمستانی" تان در حال ادا کردن سهم خود هستید و حتی خواهید توانست با این نثر دوست داشتنی که از آن برخوردارید، راوی قصه سرزمین ما هم باشید. امیدوارم


سلام / تو که اراده ات زبانزد بوده / راستی از ترجمه خبری نیست یا من خبری ندارم / ببینم برای عید میاین ایران ؟


سلام / تو که اراده ات زبانزد بوده / راستی از ترجمه خبری نیست یا من خبری ندارم / ببینم برای عید میاین ایران ؟


سلام / تو که اراده ات خوبه / این حرفا رو بذار کنار و شروع کن / از ترجمه هات خبری نیست / یا من خبر نشدم / راستی ، عید میاین ایران ؟


سلام / تو که اراده ات خوبه / این حرفا رو بذار کنار و شروع کن / از ترجمه هات خبری نیست / یا من خبر نشدم / راستی ، عید میاین ایران ؟


این تکرار در اثر یک اشتباه لپی !! حاصل شد ، ولی خوب برای بالا بردن آمار بد نیست...


انگار شما هم مثل من ادبیات انگلیسی می خوانید؟؟
با این تفاوت که ما اینجا و شما انجا؟















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2