جمعه ۵ اسفند ۱۳۸۴

دندون عقل

دیروز دندون عقلم رو جراحی کردم.درد جسمی نداشت به خاطر آمپول های بی حس کننده . اما اون قسمت آخرش که دکتر بایک دستش فک ام رو گرفته بود و با دست دیگه اش داشت دندون رو می کشید بیرون، خیلی بد بود.اعتمادم به علم پزشکی و سال دوهزار و شش باعث شد که اون لحظه جیغ نزنم.وگرنه مطمئن بودم که با اون قدرتش حتما دوسه تا دندون رو داره در میاره ، شاید هم کل فک پایین رو .
دیروز حالم خیلی بد بود و تا آخر شب همه اش خون میومد از لثه ام. به لطف کیسه یخ و سلول های انعقادی خون امروز بهترم . حامد دیشب سوپ درست کرد و مثل غذای بچه کاملا نرمش کرد تا من بتونم با نی بخورم.دکتر هم دیروز دوبار زنگ زد و امروز هم یک بار دیگه حالم رو پرسید.دوشنبه دوباره برای کنترل میرم دندون پزشکی و کمی بعد هم که بخیه ها رو بکشم دیگه حکایت این میشه که نه خانی اومده و نه خانی رفته.

مریم مومنی | ۲:۱۶ بعدازظهر




ايشالا... زودتر خوب بشي


من هم چنین تجربه‌ای داشتم و به خاطر این‌که دندان عزیز میل‌ای به بیرون آمدن نداشتند پوست‌ام کنده شد.
نمی‌دانم چقدر لثه‌تان را باز کردند ولی برای من باید لثه را حسابی می‌شکافتند و در نتیجه خون‌ریزی شدید بود. دکتر به‌ام گفت که با نی چیزی نخورم چون نی باعث می‌شود فشار هوای داخل دهان‌ام کم شود و احتمال خون‌ریزی بیش‌تر.
به هر حال هم‌دردیم! (;



بچه زودي خوب شي هاااا ، واسه همينه كه من يه قرنه بايد برم يكي از دندونامو پر كنم هنوز جرئت نكردم


ishala zoode zood khob mishi.dardaye jesmi zood khoob mishan badesh ham tondi faramoosh mishan.khoobishoon ine!


az khahare koochektar be khahare bozorgtar:
1)chera khabari azat nist?
2)chera on nemishi?
4) visa gereftam:>
5)in tarafe donya ra kesaafat gerefte
6)aaz tarafe donya ra chetor..?
7)...
p.s. donbale 3 nagard, negahash dashte am tooye ghalbam , be vaghtash havaale at mikonam


آخی ... مریم، اگه می‌دونستم، منم سوپ درست می‌کردم عکسش رو می‌گذاشتم. مواظب باش زود خوب شی. و یه عالمه بنویسی. با نوشته‌هات روز من روشن می‌شه.


من مشكلم اينه كه زيادي همه چي رو براي خودم تصوير مي كنم!!! اون چنان تصوير كردم كه داري دندونتو مي كشي كه الان توي فك هام احساس عدم امنيت مي كنم!!!!
خوب باشي


سلام. احساسي علاقه اي كه نسبت به اعضاء بدنمون داريم باعث مي شه كه بيشتر هم دردمون بگيره.من هر وقت روي صندلي دندونپزشكي مي نشينم و دكتر مشغول ميشه خودم رو سرزنش مي كنم كه چرا به اندازه كافي مراقب دندونهاي طفلكي‌ام نبودم و گذاشتم كار به اينجا برسه.
در ضمن ممنون بابت معرفي كتابهاي خوب در دو پست قبلي.


دوباره سلام. نظر قبلي رو من ارسال كردم.


سلام
کلی خندیدیم.
جالب بود.


قبل هم وب لاگت را دیده بودم.خیلی از دندون سازی میترسم.خوش به حالت شجاعی.


الان دقيقاً سه ساعت مي‌شه كه من هم دومين دندون عقلم رو كشيدم. آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ. البته درد نداره ولي خيلي كلافه‌ام. هر چي هم مي‌خورم مزه‌ي خون مي‌ده. حتي چاي!!


مریم جون خداییش داری حال میکنی تو مهد تمدنا! یکی از دوستای من اینجا رفت دندون عقلشو کشید و به خاطر تزریق بیش از حد یه چیزی بهش چند ماه یه طرف دهنش کج موند و کسی هم زنگ نزد احوالشو ب÷رسه!


گل مریم جان، این جا هم من واقعا شانس آوردم که دندون پزشکم که ایرانی هم هست ،آدم خیلی خوبیه.و به خاطر مسوولیت پذیر بودنش هم هست که حالم روپرسید وگرنه ازاین خبر ها این جا نیست.


salam
sale no mobarak
ghalamet boosidani ast
tabrik migam















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2