|
چهارشنبه ۲ فروردین ۱۳۸۵
عیدانه ! (این مطلب رو دیروز نوشتم، اگر خوشحال وخندان هستین، نخونیدش) مریم مومنی | ۷:۰۷ بعدازظهر عافيت باشه! بابت عطسههاتون عرض كردم ;) يه چيزي هست كه به هر كي ميگم نافرم چپ چپ نيگاهم ميكنه و اون اينه كه من از حالت تب فوق العاده لذت ميبرم. به خصوص وقتي كه سر آدم سنگين ميشه و آدم منگ منگه... همه چيز يوهو يواش ميشه :) ممكنه يه جور بيماري رواني باشه ولي به هر صورت خيلي حال ميده... عرض كنم حضورتون كه سال نو رو خدمت شما و حامد تبريك ميگم و اميد دارم سالي سرشار از نيكي رو پيش رو داشته باشين نوروزت مبارک مریم جان. بلا دووووووووووووووووووره ايشالا نمیدونم این کمکت میکنه یا نه. ولی دو سال پیش که من هم موقع عید خیلی حالم بد بود یک دوستی این را به من یاد داد. حال و هوای عید وجود نداره، ما باید به وجودش بیاریم. تا وقتی بچه بودیم پدر و مادرهایمان به وجودش میآوردند. حالا کمکم نوبت ماست. اگر سعی کنیم که به وجودش بیاوریم، خودمان به حال و هوای عید هم میرویم. باور کن عید در خارج از کشور هم برای خودش تجربهای است ... ار خیلی ها شنیدم که احساس میکنن امسال سال چندان جالبی نیست.خدا به خیر کنه عجالتاً سال نو مبارک صد سال به از این سالها به نام مهربانترین مریم جان هیچ ناراحت نباش! ما هم که نه سرما خورده بودیم نه هیچ کوفت و زهر مار دیگه ای اصلا حال و هوای عید نداشتیم. حتی تصور اینکه امسال قراره پیام عیدو ا.ن. بگه هم کافی بود که دیگه هیچ حس و حالی واسه آدم نمونه. تازه این فقط یه دلیلش بود و هزار و یک دلیل شخصی و غیر شخصی دیگه هم بهش اضصافه کن. سال نوتون مبارک ![]() |
|
عرضی نیست جز تبریک سال نو و امید به بهبودی هر چه سریعتر شما. ایام به کام و لحظات پرمایه.