چهارشنبه ۲ فروردین ۱۳۸۵

عیدانه !

(این مطلب رو دیروز نوشتم، اگر خوشحال وخندان هستین، نخونیدش)
هوای اینجا بوی بهار نمی ده. اوضاع و احوال من هم .سر و وضع خونه هم. بسته نون نخودچی که مامان فرستاده هنوز باز نشده. چون هم حوصله اش
نیست ، هم این که اگر باز کنم و بخورم هیچی از مزه اش نمی فهمم. رنگ و بو و مزه و حوصله و چند تا چیز دیگه با هم دیگه پریدند. بعد از کلکسیون بیماری های زمستان ، بهار خجالتم داده و چنان سرمایی خورده ام که نگو و نپرس.امروز دانشگاه هم نرفتم. از صبح تا حالا در عالم تب و منگی و خواب به سر می برم.به هیچ کس زنگ نزدم که تبریک عید بگم چون صدام انگار از توی پنکه درمیاد.ترجیح دادم روحیه بهاری و لطیف ملت رو با صدای پنکه ای خودم خراب نکنم. هر چند که دو کلمه هم که حرف بزنم می افتم به سرفه کردن.خلاصه اوضاع و احوال من این جوریه. پارسال به تک تک دوست هام ای میل تبریک فرستادم ، امسال نتونستم حتی جواب ای میل های تبریک عید و تولدم رو درست و حسابی بدم. به آینده هم هیچ جور حس گل و بلبلی ای ندارم. در حال حاضر هیچ نیمه پری حتی توی لیوان های لبریز از آب نمی بینم.

مریم مومنی | ۷:۰۷ بعدازظهر



عرضی نیست جز تبریک سال نو و امید به بهبودی هر چه سریعتر شما. ایام به کام و لحظات پرمایه.


عافيت باشه! بابت عطسه‌هاتون عرض كردم ;) يه چيزي هست كه به هر كي مي‌گم نافرم چپ چپ نيگاهم مي‌كنه و اون اينه كه من از حالت تب فوق العاده لذت مي‌برم. به خصوص وقتي كه سر آدم سنگين مي‌شه و آدم منگ منگه... همه چيز يوهو يواش مي‌شه :) ممكنه يه جور بيماري رواني باشه ولي به هر صورت خيلي حال مي‌ده... عرض كنم حضورتون كه سال نو رو خدمت شما و حامد تبريك مي‌گم و اميد دارم سالي سرشار از نيكي رو پيش رو داشته باشين


نوروزت مبارک مریم جان.
خوب و خوش باشی


بلا دووووووووووووووووووره ايشالا


نمی‌دونم این کمکت می‌کنه یا نه. ولی دو سال پیش که من هم موقع عید خیلی حالم بد بود یک دوستی این را به من یاد داد. حال و هوای عید وجود نداره، ما باید به وجودش بیاریم. تا وقتی بچه بودیم پدر و مادرهایمان به وجودش می‌آوردند. حالا کم‌کم نوبت ماست. اگر سعی کنیم که به وجودش بیاوریم، خودمان به حال و هوای عید هم می‌رویم. باور کن عید در خارج از کشور هم برای خودش تجربه‌ای است ...


ار خیلی ها شنیدم که احساس میکنن امسال سال چندان جالبی نیست.خدا به خیر کنه عجالتاً سال نو مبارک صد سال به از این سالها


به نام مهربانترین
مریم عزیز سلام:
تبریکات نوروزانه! گر چه نگاشته ای که این روزهایت بهاری نیستند اما امیدوارم مسیحای بهار به زودی شکوفه بارانت کند....
مهرت هماره پایدار.


مریم جان هیچ ناراحت نباش! ما هم که نه سرما خورده بودیم نه هیچ کوفت و زهر مار دیگه ای اصلا حال و هوای عید نداشتیم. حتی تصور اینکه امسال قراره پیام عیدو ا.ن. بگه هم کافی بود که دیگه هیچ حس و حالی واسه آدم نمونه. تازه این فقط یه دلیلش بود و هزار و یک دلیل شخصی و غیر شخصی دیگه هم بهش اضصافه کن.
















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2