چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۸۵

جلوی در ورودی آپارتمان ما نردبانی هست که هر چند وقت یک بار لوله پاک کن ها و یا سایر شیروانی رو ها از آن استفاده می کنند. حالا دو سه روزی است که کبوتری خوش خیال ، روی یکی از پله هایش شاخه های کوچکی دور هم جمع کرده و آشیانه بهاری ساخته. موقع ورود و خروج از آپارتمان ،از فاصله سی سانتی من پر می کشد و زهره ترکم می کند و می رود لبه نرده ها می نشیند، امروز حس کردم که تخم هم گذاشته.. نمی دانم چطورمی شود با زبان کبوتری یا آدمیزادی حالی اش کرد که بنیان خانه و آرامش روحی اش سخت متزلزل است.

مریم مومنی | ۸:۴۰ بعدازظهر



از من به تو نصیحت . دور و بر کبوتر ها را خط بکش وگرنه مجبوری مثل من هر روز با سر و صدای شان از خواب بیدار شوی و آخر هفته ها بیفتی به جان کثافت کاری شان . این همه زمین خدا . بروند یک جای دیگر خوب !


اسم كبوتره سعدي نيست؟ سعديا گر بكند سيل فنا خانه‌ي دل / دل قوي دار كه بنياد بقا محكم از اوست


با زبان بی زبانی شاید نتوانی... ولی من یک روش یادت می دهم...از یک قطعه سنگ با اندازه مناسب استفاده کن...آقدر که زورت برسد کبوتر و لانه را با هم پایین بیاوری..اصلأ این کبوتر ها از اول نفهم به دنیا می آیند...همین طور الکی جوان مردم را زهره ترک می کنند


کمی نفت آلين (نمی دونم درست نوشتم يا نه) در اطراف محل مورد نظر بريزيد، تشريف می برند. مهم نيست که تخم هم کرده باشند يا نه، نبودنشان بهتر از بودنشان است.















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2