سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۵

پراکنده

رگبار، آفتاب، سایه، رنگین کمان، باد، نم نم باران، ابرهای سفید پنبه ای، ابرهای خاکستری. پشت سر هم و نامنظم: توصیف امروز : شرح حال خودم.
*
از مجموعه تاریخ تمدن ویل دورانت تنها کتاب " عصر ناپلئون " اش را خوانده ام. آن هم سال ها پیش.اوایل دبیرستان. " تاریخ تمدن" ها آن قدر کت و کلفت اند که نمی شود از اول تا آخرشان را یکسره خواند. اما لذت تورقشان مثل لذت ورق زدن دائره المعارف است.علاقه آدم به دوره های تاریخی هم با تغییر سن و سال و حال و هوا تغییر می کند. حالا یکی نیست بگویدکتاب نازک تر نبود هوس کنی؟اینجا از کجا تاریخ تمدن ویل دورانت با جلد سبز گیر بیاورم؟!
*
برای شروع گفتگوی روزمره در هر زبانی علاوه بر بلد بودن آن زبان، مرسوم است که قواعد اجتماعی سخن وران آن زبان را هم بدانی و به آن تا حدی پای بند باشی.مثلا می گویند که انگلیسی ها صحبت را از آب و هوا شروع می کنند.ملیت های دیگر را نمی دانم اما خیلی دلم می خواهد بدانم آفریقایی ها در فرهنگ خودشان چه طور سر صحبت را باز می کنند.( می دانم که آفریقا یک قاره است و از این سر تا آن سرش هزار ملت می شوند) اما تا حالا چندین باری دیده ام که آفریقایی ها خیلی راحت و بدون مقدمه چینی سوال عجیبی می کنند. مثلا توی مترو یک بار یکی شان ازم پرسید: تو از چه جور موسیقی ای خوشت میاد؟! و یا امروز که باز هم توی مترو یکی شان گفت: اسمت چیه. و پشت سرش هم پرسید از کجا میام تا حالا مدرسه ! بودم یا نه. و الان دارم کجا میرم !
*
بارها شنیده ام سر کلاسی استاد بگوید: ما اروپایی ها و یا ما را خطاب قرار دهد و با اغماضی بگوید شما اروپایی ها. جوری می گویند اروپایی ها که آدم هوس می کند توی قاره خودش مجمعی راه بیاندازد و هی بگوید ما آسیایی ها. ما خاور میانه ای ها!
اوضاعی است ها. اینجاآدم به چه چیزها که عقده پیدا نمی کند!

مریم مومنی | ۹:۲۴ بعدازظهر



من هم ممنونم مریم خانم از توجه شما.



مزه تاريخ تمدن به دوبار خواندنه هر بار يك ماه طول ميكشه بشرط اونكه 10 صبح از خواب بيدار شي بري سركارت و 4 عصر برگردي و شروع كني به خواندن و 4 صبح بخوابي. قول ميدهم 33 مجلدش رو يك ماهه تمام ميكني















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2