پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۵

دوستی می گفت خواندن وبلاگم غمگینش می کند.

خواستم بگویم : عزیز جان!
رنج ،غم می افزاید. دیدن و خواندن و شنیدنش نیز
بازگویی اش اما شاید از اندوه بکاهد
دست کم برای راوی آن.

کاش می توانستم از رنج جهان بکاهم
کاش می توانستم

مریم مومنی | ۴:۱۸ صبح



webloge to por az zendegist,khode zendegi
kaash bishtar mineveshti.....


ایکاش میشد..............ایکاش
اما حیف که نمی شه از این رنج روزافزون کاست.

پ.ن. یکی از نویسندگان که یادم نیست کی بوده گفته:
هر وقت غصه داری و اندوه سعی کن طنز بنویسی.


rahat residin???


به من كه هميشه انرژي مثبت ميده ، بد جور هم دوستش دارم


به من كه هميشه انرژي مثبت ميده ، بد جور هم دوستش دارم


سلام وبلاگتان همواره آرامش بخش بوده است .


سلام
من يكي تا ميرسم اداره اول وبلاگ تو رو چك ميكنمو چون ميخوام با شادي روزمو شروع كنم.


سلام
من يكي تا ميرسم اداره اول وبلاگ تو رو چك ميكنم چون ميخوام با شادي روزم رو شروع كنم.


من که تازه با وبلاگ شما اشنا شدم


اين جمله آخرتون خيلي آشنا و قشنگ بود وبلاگتون هم همين طور


shomaa too tavahhomi kollan?!
mage gharaare az andoohe jahaan kaaste she?!
tanhaa chizi ke aadam baayad yaad begire ine ke az andoohesh ham lezzat bebare. ino ke yaad gereft, bozorg shode va az in aarezoo-haaye ajib-gharib ham nemikone.
bebakhshid kami tond shod :)















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2