|
پنجشنبه ۴ آبان ۱۳۸۵
پروانهاز "رولان بارت نوشته رولان بارت" ترجمه پیام یزدانجو: آدمی که از کار خود ملول، مرعوب، و آزرده می شود با چه پریشان خیالی مجنونانه ای دست و پنجه نرم می کند : من دارم در خانه ییلاقی ام کار می کنم( چه کاری؟ افسوس، بازخوانی خود !) ، این هم فهرست پریشان خیالی هایی که هر پنج دقیقه دچارش می شوم: پشه ای را با اسپری بکشم،ناخن های ام را بگیرم، آلوچه ای بخورم، توالت بروم، سری به شیر آب بزنم و ببینم که آب هنوز هم گل آلود است یا نه( امروز سیستم لوله کشی مختل شد ) ، سری به داروساز بزنم، سرکی به باغ بکشم و شلیل هایی را که رسیده اند بشمرم، نگاهی به فهرست برنامه های رادیویی بیاندازم، جایی برای سر جمع کردن کاغذ های ام جفت و جور کنم: من دارم گشت می زنم. ( گشت زنی به همان شوری مربوط می شود که فوریه آن را گونه، گزینه، می خواند، پروانه - la Papillonne) مریم مومنی | ۴:۰۹ بعدازظهر من هم گشت ميزنم، در شعرهايم، در آرزوهايم، در ليست كارهايي كه هر روز مينويسمشان ولي هر روز انجامشان نمي دهم، توي قفسه پاييني كمدم كه پر از چيزهاي خاطره دار است، وسط آهنگهاي "تتو" كه دوستشان دارم، روي ميز محل كارم، و توي وبلاگ تو ![]() |
|
nemire soup ham bezane?! ;)