جمعه ۱۹ آبان ۱۳۸۵

بارت و من، بخش دوم:

درست در همان ماهی که من به دنیا آمدم بارت مرد. مارس 1980: کامیونی او را زیر می گیرد. کتاب هایش را که ورق می زنم کلمه ها، تصویر ها و گاه حس های بسیار مشابهی پیدا می کنم. حس هایی که برایم آشنا و نزدیک اند. هنگام خواندن ،چندین بار کتاب را بستم. انگار توان ادامه دادن نداشته باشم . با شخص غریبه ای تا این حد هم سو نگر بودن آن هم مرد مرده ای که نه می شناختمش و نه فرهنگ و پیشینه مشابهی داشتیم برایم غریب و طاقت فرسا بود.بعد به این فکر می کردم که این آدمی که از طریق چند واژه فرای زمان و مکان واقعی خودش این گونه تسخیرم کرده یعنی قدرتی فرازمینی داشته با یک اتفاق خیلی معمولی( و زمینی) می میرد. کامیونی زیرش می گیرد.حتی این که کامیون که وسیله نقلیه سنگین و بسیار بزرگتر از جثه انسان او را زیر می گیرد قضیه را دردناک تر می کند. چون به ناگاه بارت برایم در حد موجود بسیار ضعیف و فانی جلوه می کند. مرگ گاهی فرد را عظیم نمایان می کند و گاه کوچک.مرگ های دسته جمعی و یا اتفاقاتی از این قبیل که به هر دلیلی فرد را از جمع جدا نکند و در قالب گروه بزرگتری جای دهد، برای من از عظمت فردی ماجرا می کاهند. ( بمباران، فاجعه های طبیعی) اگر او با اتومبیلی در قد و قواره ماشین های شخصی تصادف می کرد انقدر افسوس نمی خوردم که حال می خورم.
*
دیشب خواب می دیدم که در دهکده کوچکی خانه داریم. جنگ شده بود و هواپیماها تک تک خانه ها را بمباران می کردند. با فاصله زمانی می آمدند و من هر بار فکر می کردم که این بار نوبت ماست که بمیریم. امکان گریز هم نبود. به محض بیرون آمدن از خانه کشته می شدیم. یادم است بین این فاصله های زمانی به این فکر می کردم که قرار نبود این طور بمیرم. خود نفس مردن برایم کمتر از چه گونه مردن اهمیت پیدا کرده بود. انگار در بازی ای بدون این که بفهمم چه شده باخته باشم و به جای غصه خوردن از باختن تمام فکرم این باشد که چرا باختم و نه اینکه : " آه! باختم. "
*
به راستی سر انجام من چیست؟ مرگ با کدام جامه اش غافلگیرم می کند؟

مریم مومنی | ۱۰:۵۵ بعدازظهر



Salam chera dar mosabeghe sherkat nakardi?


سلام. کدوم مسابقه؟


salam
man az lora minevisam
shoma bayad mara komak konid
mamnonam


...دم به كله مي‌كوبد و شقيقه اش دو شقه مي‌شود، بي آنكه بداند حلقه آتش را خواب ديده است عقرب عاشق


مریم جان آیا تو هم دوست داری به جای واقعیات در حقایق زندگی کنی؟















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2