|
چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵
اسطوره نزد چپ"هرگز اسطوره چپ به قلمرو گسترده مناسبات انسانی که گسترده ترین سطح ایدئولوژی " بی معنا" است، دست نمی یابد. زندگی روزمره برای او دست نیافتنی است: در جامعه بورژوایی، اسطوره"چپی" درباره ازدواج، آشپزی، خانه،تاتر، حقوق، اخلاقیات و غیره وجود ندارد...اسطوره چپ اسطوره ای فقیر و اساسا فقیر است. راه و رسم باروری را نمی داند....یک قدرت برتر یعنی قدرت افسانه پردازی را کم دارد. هر کاری هم بکند پیرامون آن چیزی خشک و ادبی، بوی گند شعار فرمایشی باقی می ماند. به قول معروف شق و رق می ماند. در واقع چه چیز نحیف تر از اسطوره استالین وجود دارد؟ در آن هیچ ابتکاری وجود نداردو فقط نوعی تملک ناشیانه است.... این ناقص بودن، اگر بتوانم از این واژه استفاده کنم، ناشی از طبیعت"چپ" است: واژه چپ هر قدر هم نامشخص باش، همواره در رابطه با فرد ستمدیده، کارگر یا استعمار شده به کار می رود.پس گفتار فرد ستمدیده نمی تواند فقیر، کسل کننده و مستقیم نباشد: تنگ دستی آن به همان اندازه زبانش است: او فقط یک زبان دارد، همواره همان زبان کارش. فرازبان یک عنصر تجملی است. هنوز نمی تواند در آن جایی داشته باشد. گفتار انسان ستمدیده واقعی است... این گفتار ناتوان از دروغ گفتن است: دروغ یک غنا است و بر اساس فرض مالکیت، حقایق و شکل های مبادله استوار است. این فقر ذاتی، اسطوره های نادر و نحیف تولید می کند: و یا اسطوره های فرار و یا سخت کج و کوله.... می توان گفت که به یک معنا اسطوره چپ همواره یک اسطوره مصنوعی و یک اسطوره بازسازی شده است: بی دست و پایی آن نیز از همین جا ناشی می شود." مریم مومنی | ۱۱:۳۴ صبح ![]() |
|
i always think on a lot of thing maybe several days i think about one subject after that i have a lot of details without any conclusion .i need more time but id not have time i have to go deeper and deeper but i do not have time the life goes on and it pull me i have to go , but i want to stay and think more.it is impossible ...than you read somewhere something that is the answer of your question. release.thank you