یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۵

نقاط کور

دیگه وقتش شده که یکی من رو زندونی کنه توی اتاق خالی و به جز آب و نون فقط کتاب های مرجع ام رو به علاوه مقاله هایی که پرینت گرفتم و مقداری قلم و کاغذ جلوم بذاره. اتاقش هم ترجیحا پنجره نداشته باشه تا امکان خیالبافی هام کمتر بشه. این تنها راه ممکن برای پیش رفتن مقاله ام هست. وگرنه از بس که سخته قضیه برام دائم از جدی کار کردن روش طفره می رم. از صبح تا حالا بخش عظیمی از خونه رو روفته ام (مرسی استعمال فعل نادر ! ) کلی ظرف شسته ام. کلی لباس شسته ام . از لج ام یک دسر بدمزه خوردم که طعم فلز می داد. کمی عکاسی کردم. یک سری لغت جدید آویزون کردم به دیوار دستشویی . یک فصل در راستای مقاله ام خوندم بی نتیجه. کلی اینترنت رو بالا و پایین کردم ایضا بی نتیجه. یک نگاهی به یادداشت ها و فیش هام کردم: کمی بانتیجه. کلی فکر کردم روی موضوع ام : بی نتیجه (به نسبت مقدار فکر مصرف شده ). یک سری کار مهم هم هنوز نرسیدم بهشون از جمله باز کردن جزوه امتحان پنج شنبه .
از این نقاط کور بدم می آد. نه هنوز مشخص شده که قراره آدم چی کار کنه ( که بتونه درست و حسابی روش متمرکز شه و جلو ببردش ) و نه ذهن آدم رو آزاد می ذاره که به کارهای دیگه بشه رسید.

مریم مومنی | ۴:۴۷ بعدازظهر



سلام
و
لینک
مستقل / اتوماتیک / بدون سانسور
فهرست وب ایرانی : نمایه ها


سلام...وبلاگتون رو از طریق جام جم خوندم...و البته بسیار زیبا بود...من و روشنکم هم یه وبلاگ کوچولو داریم...خوشحال میشیم اجازه بدین لینک بدیم بهتون...شایذ یه روزم اومدین مشهد و افتخار آشناییتون رو داشتیم...امیر و روشنک

مریم :
سلام
ممنون از لطفتون. جریان این جام جم که گفتین چیه؟؟


خیال از دیوار هم رد می شود


بعد از ماجرای جام جم کاش مشهدش رو هم توضیح می دادند!!امام رضا اونجا حالشون خوبه؟
التماس دعا


سلام.اينجور وقت ها يه کم با خودت مبارزه کن و بشين پاي درست بعدش که راه افتادي يو کارت پيش رفت خودش ميکِشَتِد















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2