دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۵

دلتنگی های نیمه شب

دلم می خواهد
جغدی روی قرنیز پنجره مان بنشیند
سرک بکشد توی اتاق.
به من
که روی شانه هایم پتو انداخته ام
ولی هنوز می لرزم
خیره نگاه کند
بعد چند بار پلک بزند
و برود.

مریم مومنی | ۲:۳۵ صبح




حتی اگر جغد آمد -- او هم بماند


فرض کن ،فرضش محال نیست
جغد آمده است و دیگر نیست
تو مانده ای اینک
با خاطره ای اضافه
با همان لرزه
و بعد؟


yeki az zibatarin neveshtehaie bood ke inja khoonde boodam.....merci ke maa ro ham sharik mikoni ba zibaaeehaat :)



Chera joghd? arezoo kon ke simorgh ya parandeye arezoha biayad va arezoohat bar avardeh shavad


مریم :

من جغد دوست دارم. سیمرغ دوست ندارم
من احتیاج به جغد دارم!!!!


webloget kheili bahale, man kolli hal kardaam


سلام.
مهدي اچ اي به دومين جديد رفت. اگه دوست داشتين لينک رُ درست کنين:
صفحه اصلي: mehdi-he.ws
روزنوشت‌ها: blog.mehdi-he.ws
موزيک.بلاگ: s.mehdi-he.ws

ممنون.


خیلی عالی بود. حس داشت.نه...خون داشت دقیقا. گذاشتمش تو وبلاگم.


قشنگ بود
















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2