در هزارتویی تاریک دست هایی دیدم که جوانه زده بود پیکری گل آلود ساقه و پیچک هبه می کرد ...
مریم مومنی | ۸:۲۸ صبح
dasthayam ra dar baghche mikaram, sabz khaham shod? NEMIDANAM.....
سلام . از آشنائي با وبلاگتون خيلي خوشحالم . موفق باشيد .
باز خوبه ...امید !!!
شعر دیوانه واری بود. (این نهایت تعریف من از یه مقوله است) واقعا تصویر و احساسسش رو دارم میبینم. مرسی.
سلام من هم به خواست يكي از دوستان اعتراف كردم ......... دوست داشتيد بياييد و بخونيد.....
dasthayam ra dar baghche mikaram, sabz khaham shod? NEMIDANAM.....