یکشنبه ۳ دی ۱۳۸۵

در هزارتویی تاریک
دست هایی دیدم که جوانه زده بود
پیکری گل آلود
ساقه و پیچک هبه می کرد
...

مریم مومنی | ۸:۲۸ صبح



dasthayam ra dar baghche mikaram, sabz khaham shod? NEMIDANAM.....


سلام . از آشنائي با وبلاگتون خيلي خوشحالم . موفق باشيد .


باز خوبه ...امید !!!


شعر دیوانه واری بود. (این نهایت تعریف من از یه مقوله است)
واقعا تصویر و احساسسش رو دارم میبینم.
مرسی.


سلام
من هم به خواست يكي از دوستان اعتراف كردم .........
دوست داشتيد بياييد و بخونيد.....















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2