پنجشنبه ۷ دی ۱۳۸۵

دو سه روز پیش بود که قبل از خواب حدس زدم می میرم.قلبم موزون نمی زد. چشم هایم را بستم. بیدار که شدم همچنان نفس می کشیدم.
*
اخلاق های عجیب پیدا کرده ام. شب ها اتاق که روشن باشد سردرد می گیرم. می آیم نیویورک. چراغ خواب روشن می کنم. تکه پارچه ای هم رویش می اندازم که نورش کمتر شود. کمی بهتر می شوم.
*
دلم می خواهد با دست هایی از دو طرف باز روی خاک باغچه دراز بکشم.عطش دارم.
می خواهم صورتم سردی خاک را لمس کند.
*
انگار پوستم را کنده باشند. لایه محافظ ندارم. نور، صدا، بو، مطبوع و نامطبوع اش بی تابم می کند. چاره فعلا همان نیویورک تاریک و ساکت است.

(نیویورک :اتاق خواب باریکمان که دوتا کمد آسمان خراش هم دارد)

مریم مومنی | ۵:۴۶ بعدازظهر



نیویورک بسیار باحال بود :))۱


كرخي و بي تحركي زمستان خود تاثيري اين چونيني به همراه مي اورد چرا خوابيدن بدون خواب رفتن را تجربه نمي كنيد دراز كشيدن با فكر آزاد و اجازه دادن به پرواز روياها


you probably have maigrin or you might be pregnant. Please check with your family physition.


Maryam :
Thanks but ,
there are other possibilities too ... :D


tariki ... sokuut va .. khaab
panahe in roozhaye man ham hast,
agar mikhahi bedani ....


lahze'hayat raa mishenasam dooste man ... kheili khob ...


چاره فعلا همان نیویورک ... این اون وقت کنایه که نبود ؟ :D


عجب نوشته‌های محسورکننده‌ای می‌نویسید گاهی شما


پی نوشتو نمی زاشتی خفن تر میشد


salam,....
nemikham tarify bokonam,,,chon ke niazi be gazafe gooyi niss,mikham ehsasam ro begooneyi montaghel konam ke neshangar masroor shodan az roohieye latifeto dasht,Kalam o negah e besiar zarif o zibayi dari,,,,va khoshhalam ke weblogeto peyda kardam...Beghole shazde koochooloo: Pass Ahli kardan be che dard mikhore, va roobah goft :vase khater e rang e gandom!!

Shoor o sheydayee arezooyat mikonam.
...........................


هنوز در سفرم .
خيال مي كنم
در آب هاي جهان قايقي است
و من - مسافر قايق - هزار ها سال است
سرود زنده دريانوردهاي كهن را
به گوش روزنه هاي فصول مي خوانم
و پيش مي رانم.
مرا سفر به كجا مي برد؟
كجا نشان قدم نا تمام خواهد ماند
و بند كفش به انگشت هاي نرم فراغت
گشوده خواهد شد؟
كجاست جاي رسيدن ، و پهن كردن يك فرش
و بي خيال نشستن
....

صداي همهمه مي آيد.
و من مخاطب تنهاي بادهاي جهانم.
و رودهاي جهان رمز پاك محو شدن را
به من مي آموزند،
....
عبور بايد كرد .
صداي باد مي آيد، عبور بايد كرد.
و من مسافرم ، اي بادهاي همواره!
مرا به وسعت تشكيل برگ ها ببريد.
مرا به كودكي شور آب ها برسانيد.


az didane veblog zibaye shoma lezat bordam
www.babapol.blogfa.com
sari bezanid va agar rah behtari baraye estefade az vaght o emkanat mishnasid be man ham moarfe konid . man ba yek khate ADSL tamam vaght online hastam bye















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2