|
سه شنبه ۱۲ دی ۱۳۸۵
سرسرهخیلی خیلی بچه که بودم سرسره ها فقط یک نوع بودند. توی صف می ایستادی، بالا می رفتی،بعد می نشستی و قبل از اینکه بتوانی به اندازه کافی لذت آن بالا را ببری، بچه پشت سری بسته به مقدار فرهنگش یا هل می داد یا جیغ می زد یا آرام می گفت که وقتش است سر بخوری . سر خوردن هم خیلی طول نمی کشید. با یک شیب ثابت می آمدی پایین . مریم مومنی | ۷:۴۶ بعدازظهر ![]() |
|
آهاي كودكي ، چهره سبزت پيدا نيست ... راستي ، من اوركاتم فعال نيست . نتونستم بخونمش