پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۵

دلشوره هایم را توی ماشین می ریزم
شیر آب را باز می کنم
ماشین می چرخد،
دلشوره های من هم.
چند ساعت بعد پهنشان می کنم.
چند تایشان را باد می برد.
بقیه را جمع می کنم
دلشوره های جورابی را جفت می کنم.
دلشوره های حوله ای را می چینم روی هم
دلشوره هایی که آب رفته اند
یا رنگشان پریده را کنار می گذارم
مابقی را تا می کنم
می گذارم سر جایشان
تا نوبت بعد.

مریم مومنی | ۸:۲۴ بعدازظهر




و همیشه نوبت بعدی هم هست...


hesse ajibi dasht va tasviri naab...


مریم این تا ته دلم نشست/ ته نشین شد
می گذارم سر جایشان تا نوبت بعد.....



dokhtar to che ghadr delshore dashti ke ino neveshti , ye joori milarzoone adam roo.



Fantastig Foto, das ist die Wohnzimmer, das ich immer wollte.


کت و شلوار و روپوشم همه را به آب دادی
زکدام پودر ماشین به من خراب دادی...


همسایه جانم, این خیلی خوبه...خیلی خیلی خوب.
دلم برایت پر کشید.


من روی دلشوره های بافتنی و حوله ای نرم کننده می ریزم که قابل معاشرت باشند.


رب اشرح لی صدری وسعه من لسانی


سفید کننه یا نرم کننده چی؟


بسیار بسیار زیبا



این نوبت من ماشین خالی را روشن کردم
تا چرخ بخورد و آب خالی تا اعماق جانش را بشوید
شاید افاقه کند برای باقی روزها


kheyliiii khoob bood maryam banoo!!!!kheyli..















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2