|
جمعه ۶ بهمن ۱۳۸۵
دست شوییدستشویی مان ته باغ است. چراغ دارد اما کلیدش دست جن هاست. بارها شده آن تو ناگهان تاریک شده باشد و بعد خود به خود روشن . یا چند روز خاموش بماند و درست روزی که تصمیم گرفته ام لامپ سوخته اش را عوض کنم،روشن شود. گفتم که: دست جن هاست. کاری به کارمان ندارند. ما هم می گذاریم شیطنت کنند.در واقع می گویند به ته باغ ها نباید کار داشت. باید رهایشان کنی به حال خودشان تا متروکه شوند دست شویی مان یکی دو تا عیب دیگر هم دارد. دیوارش آن بالا سوراخ است و شب هایی که باد می وزد، مدام در را با قیژ و ویژ به هم می کوبد. شاید توالت ساز خواسته آن اول هواکش بگذارد بعد دیده ای بابا . ته باغ و این سوسول بازی ها؟ عیب دیگرش هم این است که چکه می کند که این هم زیرش ظرف مخصوص گذاشته ایم. در عوض بری از انواع موجودات شش پا و هشت پاست که به همه معایبش می ارزد
مریم مومنی | ۸:۰۰ بعدازظهر ![]() |
|
غصه نخور دستشوئی هم مثل هر چیز دیگه ای اگه یه جورائی کاربردی بهش نگاه کنی در همین حدش هم کفایت می کنه باز همین که چهار تا دیوار داره که آدم در امن و امان به اموراتش برسه خودش خوبه!!
اون سوسول بازیا هم بمونه واسه مراحل بعدی :)