چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵

در ستایش تاریکی

از تاریکی بدتر، نور مصنوعی چراغ هایی است که شب ها روشن می کنیم. من که هنوز حریف حامد نشده ام که شب ها غلبه با تاریکی باشد و حداکثر چند شمع یا چراغ مطالعه روشن کنیم. البته برایم قابل درک است تا حدی. زمانی خودم هم از تاریکی بدم می آمد و لامپ های شصت خانه تهران مان را با صد جای گزین کرده بودم. اما الان مدت هاست که نور مصنوعی لامپ هامضطرب ام می کند. طبیعت شب ،تاریکی است وتاریکی پر از راز است. گاه خوش آیند ، گاه ترسناک .
*
شمع را دوست دارم.شعله دارد. سهم من از باقیمانده آتش شب های دور از تمدن است که نرم نرم می سوزد. شمع فرقش با لامپ این است که زنده است. حیات دارد. می افروزی اش، دمی نفس می کشد و بعد می میرد. حتی نورش زنده است. نزدیک اش که باشی یا سایه نورش را روی دیوار ببینی می بینی که شعله اش هم نفس می کشد. دم، بازدم...دم،بازدم.حتی قدرت اش هم زمینی تر است. محدود است. نورش به چنگ می آید درست بر عکس لامپ و آن نور فراگیر گستاخ اش که حد و مرز نمی شناسد.

مریم مومنی | ۱۱:۱۸ بعدازظهر



بچه که بودم از تاریکی می ترسیدم. گمونم هنوز هم کمی از این ترس ته ذهنم مونده باشه، اما تاریکی اگه مطلق نباشه یه جور آرامش و معنویت خاص رو هم با خودش داره


سلام! من در علاقه ی وافر به شمع با شما شریکم!


که حد و مرز نمی شناسد.


با نظرت در مورد شمع موافقم....؟


مریم :
نمی دونم.


ما از تمامي مدافعين جنبش آزادي زن و مدافعين حقوق زنان مي خواهيم از اين پوسترها و اين شعارها براي مراسمهایي که در سراسر ايران برگذار مي شود استفاده کنند. ما مي خواهيم در تمامي مراسمها با شعار ستم بر زن موقوف٬ 8 مارس باشگوهي به نمايش بگذاريم. دوستان و ديدار کنندگان حمايت کنيد. پوسترها را وسيعا در محلات و خيابانها پخش کنيد. ما از تمامي سازمانهاي مدافع حقوق زن مي خواهيم اين پوسترها را تبليغ کنند. اين عکسها و هزاران صحنه روزمره در ايران تنها گوشه هاي کوچکي از يک جنبش عظيم براي آزادي زن در ايران است. حمايت کنيد و کميته برگزار کنند 8 مارس را تقويت کنيد. نامه ها و ایميلهاي شما براي فعاليني که در داخل کشور با کمترين امکان به استقبال 8 مارس باشکوه مي روند دلگرم کننده است. حقوق زنان جهان شمول است. پس از جنبش ما حمایت کنید و روز جهاني زن نيز بايد جهاني باشيد. اتحاد و همبستگي ما رمز پيروزي ماست.

زنده بايد آزادي و برابري
ستم بر زن موقوف
زنده بايد 8 مارس
http://8march.blogfa.com/


manam sham' doost daram vali taariki ro doost nadaram.... doost daram az panjare biroon ro ke taarik ebebinam,vali otagham roshan baashe
dar zemn to onsoret aab nist ehtemalan?! :)


maryam : negar joon onsor e man ye vaghti choob bood ama ehtemalan hey avaz mishe :P


خیلی دلنشین بود. من تازگی به شکل وسواس آلودی دچار این احساس می شم که یه عالم از چیزایی که بشر تو دنیای جدید برای خودش درست کرده از عمق و معنای زیادی بهره مند نیست. خیلی از چیزا به نظر بسیار کاربردی هستند ولی یه کم دقیق که نگاه می کنی می بینی که یه بخشی از احساسات رو و بخشی از تعمق رو از بین برده. شاید بتونم بگم یه ویژگی بزرگ مشترک بین همه شون "سرعت" و "شتابزدگی" است. سرعتی که می تونه بخش بزرگی از لحظه هایی که برای تعمق لازمه نابود کنه. کمیتی که سهم کیفیت رو درسته قورت می ده!


eee che khoob ma shaba kole khunaro tarik mikonimo faghat ye cheraghe kam nooro ye gooshe az khune ke door az mahale neshashto barkhaste mast roshan mikonim ke ta nooresh behemoon mirese chizi azash namoonde


وای تاریکی
نه


برق که میره خوشحالی وصف ناپذیری را به جا میگذاره!زندگی میکنیم در لحظه


سلام ! امروز یه دفعه دلم هوای یه مریم مومنی قدیمی رو کرد که می دونستم وب داره اما آدرسش رو نمی دونستم. با گوگل سرچ کرم و تو رو پیدا کردم .اگر با "زهره""سجاد""214" خاطره داری احتمالن همونی که دنبالت می گشتم . اگه آره تو هم یه نشونه بده ( من مثل تو شهامت اسم اصلیمو تو وب گذاشتن ندارم )

مریم :
سلام. من چند تا زهره می شناسم. یه سجاد می شناسم. اما هیچ خاطره ای از 214 ندارم
احتمالا اون آدمی که دنبالش می گردین یه نفر دیگه است.
به هر حال اگه خواستین اسم واقعی تون رو بگید و مطمئن بشید، می تونید به من ای-میل بزنید


دوست عزیز سلام مطالبت رو خوندم ولذت بردم برای آشنایی به ما هم سر بزن


میدونی یاد حرف مدیر قبلی ام افتادم. ایرانی نبود. همسرش را خیلی دوست داشت. یک بار کتابی به من داد و بعد برایم تعریف کرد که هر شب با همسرش سر اینکه چراغها را زود خاموش کنند یا نه بحث می کنند. چون همسرش دوست دارد درست قبل از خواب کتاب بخواند. اونها پانزده سال است با هم زندگی می کنند هنوز هر شب به هم می گویند چراغ روشن باشد یا خاموش!


مریم :

با این تفاوت که ما بحث نمی کنیم هر شب سر این موضوع.
:)


چه حس خوبی
مدتها بود دور بودم از چنین فضایی.
البته منم تاریکی رو دوست دارم، دلم حداقل نور ممکنه رو می خواد به خصوص غروب

ممنون ، لذت بردم

خوش باشی















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2