یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۵

گاهی اوقات آدم می داند که دارد به سمت دره می راند ولی به جای ترمز کردن یا ادامه دادن با سرعت معمولی، پایش را می گذارد روی گاز

خب این حکایت الان من اه. این دومین هفته است که چیپس و خیارشور غذای اصلی من رو تشکیل میدن. دو سه روز هم هست که امتحان ها تموم شده
اما من همچنان دارم به سمت دره پیش می رم.با این وضع تا دو سه ماه آینده یا از سرطان می میرم یا دعوت می شم به یکی از این شوهای تلویزیونی مخصوص سنگین وزن ها. ورزش از قبل از کریسمس تعطیل شده. و تو این هوای بادآلود وین راه رفتن هم تقریبا برای من غیرممکن اه چون تمام مدت باید شالگردنم رو بگیرم جلوی صورتم و عینکم بخار کنه و ...

*
یه دسته گل لاله داریم در حال حاضر که فضای جلوی پنجره رو قشنگ تر کرده. نکته اش اینه که داره یه کم به فضای چرب و چیلی این نوشته انرژی مثبت میده.

مریم مومنی | ۹:۰۵ بعدازظهر



Salam,

hadeaghal khiyalam rahat shod, chon fekr mikardam man tanha kasi hastam ke tu 2 hafteye gozashteh aslan warsesh nakardeh wa faghat chizhaye na salem mesleh chips wa snak (pofak) mikhoreh. Man az emruz tu ye list tamameh chizhayi ro ke mikhoram yad dasht mikonam. wa be onwaneh tanbih be ezaye har basteye snack 2 litr ab mikhoram. injuri hadeaghal medam kheili az snack zarar nemibineh. wa nim saat warzesh....ta alan mowafaghiyat amiz budeh.....

man say mikonam ta akhareh hafteh barat e-mail bezanam....bebakhshid ke tu 2 hafteye ghabl chizi barat naferestadam, chon in ja kheili kardashtam

ghorbanat
mona

Maryam : mona jan montazeram. bayad varzesh ro az hamin farda shoroo konam. shame on me!


به همون دسته گل بچسب و انرژی مثبتش..... :)


سلام مريم جان مواظب خودت باش خواهر . راه دوره نمي تونيم بيايم ديدنت ها!


زمستان مشهد امسال گرم است. آنقدر كه باورم نمي شود بهار پيش رو گل و نسرين بياورد... نسيمي بوي فروردين بياورد. (و البته بايد اضافه كنم كه گمان مي كنم به لحاظ رواني انسان خوشبيني هستم!)... و ديگر اينكه لابلاي وبلاگهاي عموما فلزي دوستان از وبلاگت لذت مي برم مريم خانم عزيز


نه ديگه. چيپس و خيارشور رو نيستم. مراقب خودت باش


حامد هم تو این ماشینی که به سوی تباهی و دره گاز می ده سواره و چیبس و خیار شور می خوره؟

مریم :

حامد با این مقیاس الان ته دره است و داره برای من دست تکون می ده تا بهش بپیوندم
:D


دوست جون تو حالا حالا ها تو مسیر درستی خیالت راحت باشه...

مریم :
مرسی که امید می دی دوست جون. فقط یادت باشه وقتی برگشتی وین و کنار حامد به جای من یه توپ دیدی که این طرف و اون طرف قل می خوره بدون اون منم
:p

ولی از شوخی گذشته این رو نوشتم تو وبلاگ که دیگه جرات نکنم برم سراغ چیپس ها و البته ورزش رو شروع کنم


نه!!!!! چيپس نخور! چيپس فاجعه‌است. شکلات بخوری بهتره، حتی اگر روغن خالی خالی سربکشی بهتره، چيپس من رو بدبخت کرد. من اولين بار که وزنم رفت بالا با چيپس و ماست بود که دو ماهه ۱۵ کيلو زياد کردم. بعد از اون ديگه فقط يک بار به وزن قبليم برگشتم.
قبل از اينکه اين نوشته‌ات رو بخونم داشتم آلو می‌خوردم(Prunes) تو گلوم گير کرد! پاشو برو ميوه بخور، سيب، پرتقال ... پاشو!!















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2