|
یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵
تعطیلات بین دوترم فرصت خوبی است برای این که با خیال راحت بتوان کتاب فارسی خواند. دلیل دیگرش هم شاید این است که همان طور که گفتم داریم کتاب های فارسی مان را هدیه می دهیم به کتاب خانه و من یک سری شان را فرصت نکرده بودم بخوانم و یا هر وقت که ورق می زدمشان،رقبای خارجی شان متاسفانه در رقابت پیروز می شدند و فارسی ها می رفتند در اولویت های بعدی.بین این چند تایی که تا الان خوانده ام، تهران، شهر بی آسمان امیرحسن چهل تن(دقت کنید: امیرحسن. نه امیرحسین!) کتاب شسته رفته خوبی از آب درآمده.از زبان نرینه و پرداخته شده اش لذت بردم. پختن و عمل آوردن چنین نثری کار هر کسی نیست. ماجرا هم گرچه ممکن است کشش داستانی چندانی نداشته باشد، روایتی منسجم از حال و روز مردم تهران از زبان و نگاه "کرامت "جاهل می دهد.از کودتای بیست و هشت مرداد تا تهران پنجاه و هفت و بعد از آن.
مریم مومنی | ۷:۴۸ بعدازظهر سلام. "زبان نرینه" یعنی چی؟
![]() |
|
ظهر بعد 3تا مٌسکن خوابیده بودم. خواب وبلاگتو دیدم ! :))) حالا اثر چی بود خدا داند!
تعطیلات بین دو ترم من بازم فرصت امتحانه. دلم برا کتاب خوندن لک زده . حسودیم شد. همین.
مریم:
فرناز جون حسودی چرا؟ من هم امتحان دارم بدجوووووووووووور
:(