|
دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۵
روباه مکار و گربه نره امروز می خواستند سکه های من رو بگیرند و بکارند تو زمین تا درخت پول دربیاد غافل از این که من سکه ای نداشتم. امروز طعمه بازاریابی تشک و بالش طبی قرار گرفتم. خانومه جادوگر بود. یه بالش رو نشونمون داد و می گفت که وقتی جلوی تلویزیون لم دادین روی این بالش اه و سردتون می شه دلتون چی می خواد؟ ما در سکوت نگاهش می کردیم. بعد خودش با خوشحالی جواب می داد:" دلتون یه پتو می خوااااد" و در کسری از ثانیه بالش رو بالا پایین کرد و تبدیلش کرد به پتو.البته این نقطه اوج هیجان برنامه یک ساعت و نیمه در مورد پشم و پتو و تشک و مزایای کارخونه میزبان بود که هنوز هم وقتی یاد اون اتاق دخمه مانند رستوران می افتم و آب سیبی که به قیمت خون ام باهام حساب کردند حالم بد می شه. مریم مومنی | ۱۰:۳۰ بعدازظهر مریم خانوم می تونم بپرسم در حال حاضر در کدام نقطه از کره زمین زندگی می کنید؟فقط بگم صرفا یک سوال شخصیه و بنده نه تروریستم نه قصد ازدواج دارم و نه خدای ناکرده لاتم.می تونید جواب هم ندین و به حساب بیمزگیهای پسرانه بگذارید.از اینکه بیشتر وقتها می نویسید خوشحالم
salam chand rooz pish dar morede music neveshte boodin . ye pishnahad daram . ye kare iroonie ke fekr mikonam bi nazire . albate kamelan ham irooni nist . talfighie ba musice armanestan . be esme "BE TAMASHAYE ABHAYE SEPID(ENDLESS VISION)" . asare ostad Hossein Alizadeh & Jivan Gasparyan . ye sar be [www.hermesrecords.com] bezanin . jayezeye GRAMMY hatman midoonin chie . oon jayeza ro borde . behtare aval music iran ro bshnasin . jesarate mano mibakhshin . movaffagh bashin
![]() |
|
فکر کنم تنها آدمای دنیا که بخاطر رودرواسی با بازاریاب ها چیزی رو میخرن ما ایرانیا باشیم. البته جنرالیزه نمیکنما، شخص خودمو میگم که الان چند قلم جنس دارم که بیشتر بدرد دخترای سیزده ساله میخوره تا یه مرد گنده ...