|
دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵
آرزوهای برباد رفتههمیشه دلم می خواست اون یکی چشم علی بابا رو می دیدم(در مجموعه کارتون سندباد) شاید مهم ترین دلیلی که من می نشستم و این کارتون ها را دنبال می کردم آرزوی تحقق این ها بود و سازندگان این کارتون ها می تونند به خودشون افتخار کنند که یک بچه رو سال ها با دوز و کلک به دنبال خودشون کشوندند. در مورد خانوم لورا حس ام اینه که بخش سانسور کارتون های صداو سیما لایق این افتخاره. برادر نل رو هم نمی دونم شاید نشونش دادند ولی فکر می کنم حقه ای سر هم کرده بودند چون من انتظار دیگه ای داشتم یا شاید هم اصلا ...نمی دونم. مریم مومنی | ۹:۰۹ صبح maryam jan baradaro nelo nehun dadan man yadame:-) برادر نل رو قسمت آخر نشون داد. همونی بود که مدتها تعقیبشون میکرد. در تمام این مدت هم تغییر قیافه داده بود و در قسمت آخر قیافهی اصلی خودشو نشون داد. برادر نل رو نشون دادند! من اون موقع خیلی خاطرشو می خواستم وقتی دیده بودمش ... How about Mario one of the star mania's singers...mmm do u know the program ?!
man arezoon in bood ke akharin ghesmat sandbad ro bebinam, yadame ye dafe television ye ghesmati ro neshoon dad ke sandbad bargashte bood shahreshoon o ghoola boodan o in joor chiza, vali hich be arezoon naresidam, in akharin ghesmat kartoon ha ro hich vaght neshoon nemidadan برای دوست سندباد ندیده. قسمت آخرش برگشت شهرشون و شیلا همون مرغ میناهه طلسم شکست نپرس چه جوری چون یادم نیست و تبدیل شد به یه پرنسس خوشگل. از اونجایی که من قوه تخیل خوبی داشتم فکر کنم عروسی سندباد و شیلا رو تخیل فرمودم! اگه کسی بیشتر یادشه بگه. http://ideaslittle.blogspot.com/2006/01/blog-post_08.html
man ke be shedat asheghe baradare nell bodam, akharin gesmatesho ham didam, vali salha bad ke dige aslan tv negah nemikardam, etefagi fahmidm ke tv dobareh neshoon mide nemidoonid baz ham montazere gesmateh akhar boodam , bavaretoon mishe. yade oonroozi oftadam ke khaterate kartoni va filmiye seda va simaro ro baham dore mikardim.kheili khosh ghozasht.fekr konam khooneye ma bood.hamrah ba chayi va tebghe mamoole hamishe hale hooleye shirin!!!!hach ham rasti mamanesho nadid,yani midid bad az khab miparid!!!!! اهوووم . سانسورش کرده بود صداسیما خانوم لورا رو . پست فطرتا نمی گفتن این همه بچه کوچولو نشستن پای تلویزیون منتظر . چند وقت پیشا توی یه مجله که دربارهء کارتونای زمان بچگی مون بود عکس خانوم لورا رو هم انداخته بودن . نیست ندیده بودیمش چشامون شیش تا شد .در مورد برادر نل هم که دوستان فراوان نوشتند دیگه . سوالی که پیش میاد اینه که آخرش چوبین چی شد . مامانش اومد یا نه ؟ مریم : ![]() |
|
در سانسوری بودنِ خانوم لورا شک نکن، چون یه فرشته ماهی بوده و احتمالا بیکینی، چیزی تنش کرده بودن... ولی برادرِ نل در یک حرکتِ انتحاری، حدودای آخرِ کارتونه، نوعی استریپ تیز می کنه، یعنی همه لباسا و ریش و پشماشو می کَنه :) البته من این قسمتش رو سال ها بعد که بزرگتر شدم، دیدم