|
چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۵
مرگ مریم مومنی | ۹:۳۶ بعدازظهر خيلي خيلي قشنگ تو مطلب قبلی، "مچ خودم رو گرفتم" عالی بود... با آفتاب یکی شده مرگ جابجایی رنگهاست.تو فیلسوف بزرگی هستی دختر خيلي زيبا بود. سرخي گونه هاي دختر را مرگ نبرده. كه اندوه بودن و بيهوده ماندن برده است. شايد. مريم جان درود بــــر تــــــــــــو احساست قابل تحسين است و كلامت دلنشين دلشاد باشي و پاينده...نـــازنين...................بدرود بسمه تعالي با عرض سلام خدمت شما دوستداران تيم فوتسال شهسوار كربلا(بندرعباس) 2.((خستگان عشق را ايام درمان خواهد آمد/غم مخور آخر طبيب دردمندان خواهد آمد/دردمندان،مستمندان،بي پناهان را بگو،مهدي موعود،غم خوار ضعيفان خواهد آمد.)) به منظور شناخت بيشتر شما عزيزان با ائمه و معصومين اين وبلاگ ساخته شده است و در آن در مورد كرامات و مقامات عرفاني امام عصر حضرت مهدي (عج) مقالاتي وجود دارد. 3.))غوغاي عشق در دفتر عشق.)) و در اين وبلاگ هم شعر ها و عكس هاي عاشقانه وجود دارد. jaleb va ziba va ba ehsas bod خیلی خوب می نویسی. سلام سلام درود سورمه ای لب ها سپاس شايد بخشي هم در نيلوفر مرداب ![]() |
|
نمی دانم چرا انگار تا ته دلم رسوخ کرد....