چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۵

عکسی از ایو کلاین هنرمند فرانسوی هست به نام پرش به[ فضای] تهی
اگر قرار باشد در جزیره متروکی نقش رابینسون کروزوئه را بازی کنم حتما این عکس را با خودم می برم.
پر از امید و در عین حال پر از حزن است.

 

مریم مومنی | ۴:۵۰ بعدازظهر



سلام مريم ناز..يادت باشه قلابتو با خودت ببري.. رابينسون از بقاياي كشتيش خيلي استفاده كرد!!! دوستت دارم خيلي خيلي زياد

مریم :
سمیه جون. یادم رفت جواب بدم اون کامنت قبلی رو که پرسیده بودی کی میایم ایران. اگه مشکلی پیش نیاد احتمالا تابستون.
به امید دیدار
و راستی
من هم خیلی دوستت دارم


این یارو که داره پرت می‌شه، با شاسکول نسبتی داره؟


زيباست و پر اميد و فرح بخش و غم آلود


این بابا که داره می پره خیلی احمقه
به جون خودم


I enjoyed the photo alot.It bears a sort of strange secret quality, unexplainable yet displaying a quite clear dichotomy.The (apparently) dominant subject is the real ordinary life( a man biking in an empty avenue )but the jumping man is really the big shot who stirs the dead life, even at the expense of his own life by a tenacious jump into this emptiness.Isn't it wonderful...?
thank you for sharing this great joy with all of us.















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2