|
سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۵
اربابان مدرناگر من زمانی کاره ای بشوم در دنیا قانون انعام دادن و انعام گرفتن را فسخ می کنم. نمی دانم از چه زمانی این عرف به نظر من توهین آمیز بوجود آمد که در ازای خوش خدمتی انعام داده شود. چرا کسی به ذهنش نرسیده که این قانون نانوشته ناقض حقوق بشر است؟ حالا حقوق اگر خیلی سنگین است برایتان، جایش بگذارید حرمت. مثلا هتل دار ها می توانند جزو خدمات هتل آوردن چمدان مسافر به اتاقش را هم حساب کنند و صورت حساب صادر کنند. این طوری حس ارباب منشی هم به کسی دست نمی دهد. مریم مومنی | ۵:۲۴ بعدازظهر طرف شما نمیدونم چهجوریه. ولی اینجا بدبختیاش اینه که فقط هم در ازای خوشخدمتی نیست، بههرحال باید انعام رو داد که من هم از احساسش خیلی خیلی بدم میاد هم اینکه در خیلی موارد اصلا دلیلش رو نمیفهمم. تو رستوران حالا میگی پول غذا رو جدا میدی، پول گارسون رو هم به عنوان انعام، ولی تو آرایشگاه پولی که میدی پول کار آرایشگره دیگه. انعامش واقعا مسخره است. مریم : خیلی موافقم . سلام خانم مومنی ، ترجمه ی بورخس خوب و جالب بود ، بعد هم این که من هنوز فکر می کنم سیاهان دنیا هنوز بردگان سفید پوستان مانده اند، اگر قبلا برای کار در مزرعه خریداری می شدند ، حالا خریده می شوند تا مدال های طلا را برای کشور خریدار کسب کنند یا برای فلان استودیو ی هالیوودی اسکار و جایزه ببرند و اینها.پس زیاد سخت نگیرید ، ارباب منشی ها هنوز اینجا دور و احوال ما زیادند و خود من ترجیح میدهم که به جای صدقه دادن ِ از سر ریا و ترس خداوند ِ قهار و این جور چیزها در ازای یک لطف خارج از برنامه ی یک انسان ، کمک کوچکی بهش بکنم،فکر کنم برای جفتمان لذت بخش تر باشه.// مثل همیشه ، باز هم اینجا میام.// یا حق فکر نمی کنم اصلا کار درستی باشه مریم : خیلی موافقم. جدا از بحث انسانی اش به نظرم بد جوری کارکنان را شرطی می کند و فاسد کننده است. کار آدم وظیفه شان است انجام نمی دهند. فرقی نمی کند یک تلفن ، چایی و ...) مخالفم اینکه حس شما درباره انعام چطور باشد یک مسئله است و اینکه آیا این کار دارای منطقی هست یا نه مسئله دیگر. در بعضی کشورها از نیروی کار خدماتی مالیات بر انعام می گیرند. یعنی فرض بر این است که این افراد قادرند رضایت مشتری را جلب کنند و اگر نتوانند رضایت مشتریان را فراهم کنند مجبورند مالیات را از درآمد اصلی شان بدهند. بدین ترتیب نیروی خدماتی موظف می شود ظاهری تمیز و آراسته و برخوردی مودبانه و شادی آفرین داشته باشد، در غیر اینصورت مشتریان هیچ انعامی به خدمات سطح پایین نمی دهند. این در واقع به نوعی عاملی برای ارتقاء کیفیت خدمات به مشتری است آنجاهایی که همیشه نمی توان نظارت کرد. فرهنگ و معنای انعام هم پیچیدگی ها و معناهای خاص خود را دارد. شما می توانید میز رستوران را ترک کنید در حالی که فقط یک «سنت» بعنوان انعام روی میز باقی گذاشته اید، به این معنا که به خدمات افتضاح این رستوران شدیداً معترضید...مقدار انعامی که می دهید و جایی که باید انعام بدهید و جاهایی که نباید انعام بدهید هم تعریف شده و معنا دار است. به هر حال خواستم اشاره کرده باشم که هر کاری لزوماً بی منطق نیست و در فرهنگ دیگری مفهوم و کارکرد متفاوتی می تواند داشته باشد ![]() |
|
صد در صد موافقم.....در ضمن ترجمه ات از بورخس عالی بود ....لینک دادم بهش و باز از این کارها بکن
:)