دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۵

از ویژگی های مهاجرت این است که برای خیلی از چیزهای یگانه ای که آدم قبلا داشت یک همزاد پیدا می شود و طبق باوری قدیمی وقتی همزاد ها هم را ببینند، می میرند. یک مثال اش این که سال آدم دوبار تحویل می شود و در نتیجه هیچ کدام را به اندازه قبل جدی نمی گیرد. اگر قبلا مفهومی به نام "وطن" جزو اصول دین عرفی اش بوده این طرف که می آید کم کم وطن جدیدی قد علم می کند و چون دو وطن و یا دو همزاد در گلیم ای نگنجند، هر دو از بین می روند. آدم می شود بی وطن، بی خانه . دل به جایی نمی بندد. نه به آن سرزمین قبلی نه به این یکی که در آن ساکن است. و در عین حال یاد می گیرد که هردو را دوست بدارد . هر کدام را به قدر متعادل تری. نه آن قدر پر شور و نه از آن سوبی اعتنا.

شاید برای همین است که امسال که سال سوم است ، تا الان هنوز سبزه نینداخته ام. خبری هم از خانه تکانی نیست. به جایش ترم جدید از امروز شروع می شود. یک سری آهنگ جدید ریختم توی این دستگاهی که اسم فارسی اش احتمالا می شود : میم-پ-سه، دستگاهی که پیاده روی های طولانی روزانه ام بدون داشتن اش تقریبا محال می شد. یک دفتر شطرنجی کاهی رنگ هم که هدیه آبونمان یکی از این روزنامه های اتریشی است، توی کیف ام جا خوش کرده. ذوق نوشتن تویش فعلا بیشتر از خیس کردن عدس و گندم است برایم. روزگار را چه دیدید، شاید عصر که برگشتم خانه یک مشت عدس هم بریزم توی آب.

مریم مومنی | ۸:۱۶ صبح



سلام مريم جان
دقيقا همين حالت براي من هم پيش اومده. البته اون موقع كه من با دو وطن بي وطن بودم. ماه مبارك رمضان سراسر ايام عيد نوروز را در بر مي گرفت. بنا بر اين خيلي عيد خوش خوراكي براي ما بچه ها نبود و در عوض كريسمس..عالي بود.
يادمه اولين بار كه بعد از مدتها تو ايران مدرسه رفتم موضوع انشاي ثلث دوم بهار و عيد بود.
خوب من طفلك هم سالها عيد ايراني نديده بودم و شروع كردم تمام شاديهاي كريسمس رو تعريف كردن. فقط اسم كريسمس رو تغيير دادم . همين. به نظرم متن خيلي شادي بود و هر كسي مي خوند جدا از عيدي كه وصف كرده بودم لذت مي برد.
حدس بزن نمره ام چند شد؟ 14!! معلمم گفت دخترك بي خرد كدوم عيد تو ايران اين طوري بوده؟ ما كجا خيابانها را چراغاني ميكنيم؟ كجا در خيابان و سطح شهر شيريني تعارف مي كنند؟


ما هم مي گيم ام-پي-تري نه ميم- پ- سه!

مریم :
لطفا قوه طنزتون رو بکار بگیرید . ممنون


آره مريم جونم ، خوبه يه مشت عدس بريز توي آب و خيسش كن و سبزه بذار ، شايد جوونه هاي دلت دوباره جوونه بزنن....هر چند هميشه سبزي و دوست داشتني


سلام

ناراحت شدم. چرا ناراحتي؟!

:(

مریم :
سلام. ناراحت نیستم. باور کن
:)


گندم بریز توی آب و منتظر سبز شدنشان بمان، جوانه که میزنند، قد که میکشند، انگار آدم عاشق میشود دوباره، گیرم از بهشت رانده شوی، زندگی همین رانده شدن از بهشت است دیگر


سلام ، می شه بگی چی ریختی توی ام پی تری پلیر ات؟ '

مریم :
نه متاسفانه. چون تعدادشون خیلی زیاده
:)


salam maryam jan.omidvaram sale shamsi khobi dar entezaret bashe.khobe ke 2 bar sale jadid ro jashn migirid.che farghi mikone vase che marasemi adam jashn migire mohem ine ke adam shad bashe.hamishe shad bashe har rozet noroz norozet piroz


من هول زدم! فكر مي كنم سبزه هايم موقع تحويل سال بار بدهند....


in post kheiliiiiiiiiii ali bud, kamelan ehsas kardamesh chon chizaii ke fekr mikardam ro be behtarin shekl neveshte budi.


سلام !
چند ÷ستی که نگاه کردم متوجه شباهت دیدگاه تان با خود شدم یاد کمبل افتادم که نوشته بود مراقب باشید خواسته هایتان تبدیل به خواسته های همسایه تان نشود!! می دانید کمبل یکی از چیزهایی است که بین ما مشترک است اگر بیایید خوشحال می شوم باید این رابطه را نگه دارم اگر اجازه دهید لینکی ؟؟















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2