پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۶

عشق

پلنگ سیاهی
روی کاسه ای خیس
نشسته

اینجا آشپزخانه است
یک شب مهتابی.

مریم مومنی | ۹:۴۹ بعدازظهر



dorood mis momeni . sale no mobarak . ba arezoye sali por az behrozi o pirozi barye shoma va hamed aziz
be hamed khan salam beresoonid

eradatmand

maryam : salam. mamnoonam. saale no e shoma ham mobarak.


در شبی مهتابی
از اتحاد باد و برگ و پرده
استعداد ها شکفته می شوند
و سیاهی پلنگ بر خیسی کاسه مکتوب
چشم که بگشایی
صدای گربه ای با رنگی مجهول را در دور دست می شنوی
بهار او را به دنبال می کشد
و او کشیده میشود
در میان بوم و رنگ های درهم ذهن


khiale khaame palange man...


بهارت مبارک مریم...این شعر آنقدرها نشست در من که فقط می توانم سکوت کنم و تشویق...















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2